برنامه ریزی
و رحمه الله.
اصلا خیلی وقته به این نتیجه رسیدم یه تصمیم که میگیرم نه بهش فکر کنم نه به کسی بگم.
یادتونه کی گفتم میخوام حساب باز کنم؟تازه امروز باز کردم.
یادتونه گفتم میخوام برم آموزش رانندگی؟پول ندارم نمیتونم برم.
اصلا برنامه ریزی به من یکی نیومده.
خدا رو شکر دقیقا برعکس کاری که میخوام میشه وقتی برنامه ریزی میکنم.
عروسی دختر خالم کلی برنامه ریخته بودم که همش رفت رو آب.
یا اصلا برنامه ای برای رفتن عروس کشون نداشتم ،یهو رفتیم کلی هم خوش گذشت.
به جون هرکی من الان اگه با خودم بگم عروسی دختر دایی بریم جلو بشینیم کلی جیغ بکشیم شعر بخونیم و اینا هیچ کدومش انجام نمیشه.
اصلا داغونم.
ولی خوشحالم کلی که حساب باز کردم.جایی که دوست دارم.
بي عنوان
مجيد افشاري شبکه دو برنامه داره ايرانيوم.خنده دار و بانمکه مرحله يک خنداننده شو.
_دقت کردين وقتي شمارت رو شارژ ميکني اينقده پيام مياد که پشيمون ميشي از شارژ کردنت؟
-اينقده اون مردايي که تهراني حرف ميزنن بعد با تلفن مشهدي حرف ميزنن بامزن.خيلي خنده دارن.
تمرکزم رو بهم ريخت اين آبجي کوچيکه.
#حق آيت نبود حذف بشه.اگه بود پس حق ناصرم نبود حذف بشه.
نميدونم اين علي صبوري خنک چي داره بهش راي ميدين؟!به امير حسين راي بدين.
ابوطالب اجراش خوب بود اگه مردم احساسي مسخره بازي نکنن مياد بالا..
عروس کشون
دیشب رفتیم عروسی.توی تالار گفتم مریم توی وبم مینویسم فقط سکوت. 
مجلس تموم شد رفتیم بیرون. زنداییم گفت ماشین دختر دایی سه نفر جا داره من و دوتا آبجی کوچیکا رفتیم سوار شدیم. اصلا جیغ که نزدیم جییییییغ زدیم. دست که نزدیم فقط صبح کف دست درد گرفتم. دستمم اصلا از پنجره بیرون ندادم. 

ست زندایی و دختردایی و پرنسس عادی درد نکنه.اگه نمیرفتم میمردم.

موقع برگشت تاکسی گرفتیم.توی راه یه عروس کشون دیدیم.
راننده هه چقدر بد گفت در مورداونایی که جیغ میزدن.
ما که چیز نخورده ترکوندیم ماشینو.
هر هر هر هندونه امشب حنا بندونه
امشب حنا بندون دختر خالم بود.فرداشبم عروسيشه.
امشب اينجوري بودم همش:-!:-) خخخخخ.حال داد. به اين نتيجه رسيدم که جيغ هم اعتياد آوره.يه بار بکشي بازم ميخواي بکشي ،مخصوصا بعد از مجلس.
خوب ديگه اصلنشم اتفاق خاص ديگه اي نيفتاد;-)
بله.
=-O
موي سپيد را فلکم رايگان نداد.
چال چونه و گونه.
شعرای کودکی1
امروز میخوام برم توی دنیای کودکی.خوندین لطفا توهین نکنین.
دختره پادشاه،اومده تماشا،چی میخواد آلوچه،آلوچه نداریم،سر به سرش میزاریم،
کلاه به سرش میزاریم،یک دو سه صدو بیست و سه.
در زمانهای قدیم شا تیر اندازی میرد،پری طناب بازی میکرد،شاه میگفت بسه دیگه،
پری میگفت ده تا دیگه 12345678910.
از آسمون تیر اومد صدای شمشیر اومد،حسن و حسین رو کشتن تو کربلا گذاشتن،ماهم یزید رو کشتیم تو دسشویی گذاشتیم.
غورباقه در میزنه درو با لنگر میزنه،میبرنش کلانتری،میشینه رو صندلی،میگن تو چند سالته،میگه من سال ندارم حال و احوا ندارم،مامانم پشت دره جیباش پر از انگشتره.
انگشترم انگشتر ،انگشتر کی هستی؟انگشتر یه دختر،اسمش چیه این دختر؟
بگم و بگم؟بگو بگو.بگم و بگم؟بگو بگو.بعد دستمال رو مینداخت رو سز یه نفر و اسمش رو میگفت میدویید تا بگیرش.
گله چرونم گله رو من میچرونم گله رو گله دختر خاله رو گله از باغ اومده چریده و چاق اومده ننه ننه جون ننه من گشنمه برو فردا بیا.
شما یادتونه چه شعرایی میخوندین؟چه بازیایی میکردین؟
ديروز،امروز،بازارگردي
!!!!
پچ پچ
پسر
.،,
.,،
عشق
خوشحالي وقتيه که عشقت کنارت باشه.حالا کنارتم نبود عيب نداره.همينکه خونتون باشه بتوني هر از گاهي يه بوس گنده بکنيشم خوبه.
عشق خاله خيلي جيگره.
+رفتم اینستا،صفحه آقای روا.طفلی چقدر فحش خورده بود.
مجری ویدئوچک.اونجا معلوم نیست چی به کی گفته که خوب از خودش نگفته برنامه نویسنده داره،کلی بحش فحش دادن.
نازی نازی.فرهنگ اشتباه.خیلی زشته فحش.
يعني کجان؟؟
خواب
سوال
خسوف
خديد
خندوانه امشب...
:-*
:)
جیرجیرک
جیرجیرکها انواع مختلفی دارند.
آنها در دمای بالای 20 درجه شروع به خواندن میکنند.
معمولا نوع نر آنها بیشتر از ماده ها از خودش صدا در می آورد .
این موجودات نه چندان ریز در مواقع خطر و جلب توجه ماده و یه چیز دیگر که یادم نمیاد از خودشان صدا در می آورند.
توی یک کشوری. توی یه زمانی جیر جیرکها سر از خاک بیرون می آورند.
کشوره پر میشود از جیر جیرک.بعد از تخم گذاری دوباره به زیر خاک می روند.
چند جا هم هست که جیر جیرک را تف می دهند و مثل تخمه میخورند

-توی تابستون توی خونه ما هم شبی یه دونه جیر جیرک میاد و تلف میشه.
یا داخل خونه ،یا حیاط یا دستشویی.
توی دستشویی که یکی رفته قایم شده وقتی وارد میشیم شروع به خوندن میکنه.
توی حیاط که باشه به مامانمون میگیم بیاد بکشش میگه گناه داره.از قدیم گفتن جیر جیرک و شاپرک ارواحن که میان به خونواده سر میزنن.
منم میگم مادر!اگه یهو هوس کرد بغلمون کنه چی؟
اصلا ما با جیر جیرک و ملخ داستانها داریم.
الان یک ملخ گنده توی دستشویی بود.
به همون بهانه اومدم بالا وای فای رو روشن کردم و نشستم پای سیستم دارم پست میزارم.
امروز بعد از ظهر احتمال داره برم حرم.براتون دعا میکنم.برام دعا کنید.
