سلام.

دیشب رفتیم عروسی.توی تالار گفتم مریم توی وبم می‌نویسم فقط سکوت. 

مجلس تموم شد رفتیم بیرون. زنداییم گفت ماشین دختر دایی سه نفر جا داره من و دوتا آبجی کوچیکا رفتیم سوار شدیم. اصلا جیغ که نزدیم جییییییغ زدیم. دست که نزدیم فقط صبح کف دست درد گرفتم. دستمم اصلا از پنجره بیرون ندادم. 

ست زندایی و دختردایی و پرنسس عادی درد نکنه.اگه نمیرفتم میمردم.

موقع برگشت تاکسی گرفتیم.توی راه یه عروس کشون دیدیم. 

راننده هه چقدر بد گفت در مورداونایی که جیغ میزدن. 

ما که چیز نخورده ترکوندیم ماشینو.