:)

سلام. امشب مهمون داشتيم ولي شام خورده بودن.بادنجونم زشت شده بود کلي خدارو شکر کردم که شام خوردن. +دختر شينا رو امروز هشت فصلش رو خوندم.کتاب دوست داشتني ايه. ×آبجي کوچيکه بعد از ظهر رفته توي حياط با ذوق ميگه بچه ها داره برف واقعيه سفيد مياد. من و ته تغاري يه نگاش کرديم گفتيم ميخواستي برف سياه بياد؟؟ فکرش رو بکنيد برف نارنجي بياد،يا صورتي.خوب برف سفيده ديگه. +دختر مو سفيد ميگه انار بادنجون دارين؟؟گفتم آره.ميگه بادنجون طبيعي؟؟؟نه بادنجون مصنوعي درست ميکنم شام بمون خونمون. اين رو توي دلم گفتم.ولي گفتم آره ديگه مصنوعيم مگه وجود داره؟؟شام بمونيد بادنجون داريم. ...

بلاخره گرفتم.

سلام. امشب کتاب دختر شينا رو از دختر دايي گرفتم بلاخره. يه سريال خارجي هم ريخته برامون که تا الان پنج قسمتش رو ديديم. به قول دخترداييم چيز آموزنده زياد نداره ولي هيجانيه دوست داري بدوني ادامش چي ميشه. به نظر من از ممنوعه خيييلي بهتره.اسمشonce upon a time هستش. ±امشب مامانم داشت با زنعموم حرف ميزد بهش گفت يه روز بياين اينجا،اونام گفتن باشه.اونا يعني زنعموم و خواهرشT_T هرچي پيرزنه دور خودش جمع ميکنه. ...ولي عب نداره من ميرم توي اتاق دختر شينا رو ميخونم...دختردايي خدا خيرت بده. +اونموقع مامانم ميگه من مهمون دعوت ميکنم ،انار آشپزي ميکنه،آبجي کوچيکه هم خوشگلشون ميکنه. جالب اينجاست که خود مامانم از مهمون اومدن خسته شده ولي تعارفه رو بايد بزنه. قرار بود امشب مو سفيد و دخترش بيان مامانم گفت دعوتيم امشب. نه گفتن رو ما يادش داديم. ×ته تغاري لطفا ميخوني بخون ولي بلند نظر نده بهم.سوال داري همينجا بپرس جواب ميدم،يا حد اقل يه جا که تنها بوديم بپرس. وگرنه همش رو خصوصي ميکنم.O:-)

هئي.

T_Tسلام. دلم ميخواد تا يه هفته نه شام بپزم نه ناهار،نه مهمون داشته باشيم. فقط بخوابم.±فردا موسفيد و دخترش ميان شبم ميمونن. +دلم تنگ شده.نپرسين براي کي براي اينکه نميگم.

مهمون شاخدار

سلام. مهمون داريم.ولي نه مهمون عادي.مهمون شاخدار داريم. صبح اومدن مامانم گفت ديشب عروسي بوديم،مهمون هم داريم بعد از ظهر بياين. مثلا که ما نميدونيم شاخدارن...الان چاي بردم،نميدونيم شاخدارن ديگه براي همين ...بهتره توصيف نکنم -يکي ديگه هم ديروز زنگ زد.کل مشخصات من رو از مامانم پرسيده،حالا مامانم ميگه متولد٧۶هستش. هه.٧٢اومد گفتم کوچيکه،حالا٧۶ميخواد بياد.به مامانم گفتم بگو بيان براي آبجي کوچيکه. قربون خدا بشم با اين مهمون شاخدار فرستادناش. خوابم مياد ولي نگيد خوابالو.ديشب تا سه و خورده اي بيدار بودم. دو و ده دقيقه مامانم اينا از خونه دخترعمو اومدن تازه.بعد نشستن يه چاي خوردن و حرف زديم و سه و خورده اي خوابيديم. +مامانم ميگه :پسر دايي گفته از سگ ميترسم ،محمد امين گفته هاپو سگه. پسر دايي گفته از شير ميترسم،امين گفته شير دوست ،هام.فکر کرده شير خوردنيه.ناز خالشه با اون خايه گفتنش.:-* ×±اينام گفتن قدش کوتاهه.يعني آبجي کوچيکه رو ديدن گفتن اين قدش بلندتره

عجب

...
ادامه نوشته

:)

سلام. با امشب چند روز ميشه توي اين هفته که مهمون داريم؟؟ ...مهمون خيلي خوبه،ولي به شرطها و شروطها! ...مثلا مثل اينا بچشون آروم باشه،گل باشه،باعث بشه محمد امين بهت بگه خاله. پررو نباشه،امر و نهي نکنه،زور نگه،گير نده. مهموناي امشبمون رو دوست دارم. +عمه خانوم هم که ديگه هميشگيه.فکر ميکنه بره...هيچي ولش کن. ±آبگوشت داريم با ترشي پياز.کسي نميخواد؟؟ ×الان ساعت ٢٢:١۵ اينجا مراسم يهويي تولد دختر خالست. ...تقريبا آخراشه.سوپرايزش کردن.خونه ما.

گیشگیری گیدین ماشالا

سلام.

 

بله بله اومدم پای سیستم.

همه اون کارایی که با گوشی انجام نمیتونستم بدم رو دادم.

توی اینستا رفتم،کامنت دادم راحت، به یاهو میلم سر زدم و از همه مهم تر دارم با خط درشت مینویسم.

اینتر میزنم میاد پایین

 

 

 

 

 

هوووووووووووووووو.چه کیفی داره.

تغییر را احساس کردم.

 

+امشبم مهمون داریم.خالم و خالم با بچه هاشون.اون خاله دیگه رو هم گفتم بیاد ولی معلوم نیست بیاد.

محمد عشقم میاد.

تازه شکلکم میشه گذاشت

هنوز کاربرد بعضی ازین شکلکا رو نفهمیدم.

+اصلا وقتی مادر نباشه،برادر نباشه،عروسم خودش بگه بیا بالا ....اوفففففف

 

#خوب دیگه برم پایین کم کم قورمه سبزی بار بذارم.

عوضيا

سلام.

چرا بعضيا اينقده عوضي ميشن؟؟؟

برين همتون بميرين.خوب احمقا،فرضا رژيم برگشت.فکر کردين چي؟ميشين مثل کشوراي اروپايي؟؟

..هه نخير اشتباه نکنيد.ميشين يکي مثل افغانستان و غزه و...

خوشي زده زير دلتون. فکر کردين آزادي يعني چي؟؟ يعني سر و پاتون رو لخت کنيد و توي خيابون راه برين؟؟

...شما دارين راحت حرفتون رو ميزنيد.راحت انتقاد ميکنيد،حتي براي رئيس جمهور و رهبر جک ميسازيد.اينا آزاديه.

خيليا حسرت شما رو ميخورن بعد شما به خاطر سيبزميني کيلو فلان تومن ... انقلابشون پيروز شده خوشحالن جشن ميگيرن.بعد شما از شدت سوزش ميگيرين اتوبوس سپاهيا رو منفجر ميکنيد؟؟

آره براي شما خوب ميشه .راحت تر آدم ميکشيد

:-[

...
ادامه نوشته

امشب.

سلام.

امشب خونمون يه عالم مهمون داريم.

به صرف لوبيا پلو با ماست:-! ...

کاشکي خوب در بياد،شفته نشه،بي مزه نشه،..من توي خرابکاري استادم....

±ديشب قرارشد با عروس بريم يه جايي گفتم آخ جون دوست دارم زير برف راه برم زمستون رو درک کنم.

..امروز صبح رفتيم هوا آفتابي بود.خورد توي ذوقم:-(

±امشب شب ولنتاينه.خخخخخ.يه عشقم نداريم برامون هديه بده ذوق مرگ بشيم....

نه فکر که ميکنم ميبينم بهتر که ندارم ،برايکه پولم ندارم براش چيزي بخرم...

برو بابا من اصلا به اين روزا اهميت نميدم.

خخخخخ.به قول دختر داييم يه بهونه براي کادو دادن و گرفتن.

بارون.

سلام.

هواي مشهد گرفتست.

از ديشب خدارو شکر برف و بيشتر بارون مياد. ...

±مامانم خيلي حساس شده به گوشي دست گرفتنم.

...کم تر ميام.

...صندلي داغ هم انديشانم نميتونم باشم.

...بايد بشينم پاي تابلو فرش

+دوباره عمم اومد...T_T

زيارت

سلام. امروز روز خوبي بود.خوش گذشت. يه سر کوچولو رفتيک حرم.رفتم پشت پنجره فولاد. عالي بود...إن شاءالله قسمت تک تکتون بشه.... ±امروز کلش حال داد بجز اين سرعت ضعيف نت که حوصله آدم رو سر ميبره...:-D

ميهمان...

سلام. شاعر ميگه: ميهمان گرچه عزيز است ولي همچو نفس....خفقان آرد اگر آيد و بيرون نرود. ...الان داريم نفس ميکشيم ولي از فردا دوباره،واقعا شعره واقعيت داره..

:-X

سلام. چي بگم؟؟ميخواستم يه چيزي بگم،نوشتمش،يهو پريد...ديگه نمينويسمش،لابد نبايد مينوشتمش... ±مشاعره امشب اولش خوب نبود.ولي يکم شوخي کرديم خوب شد. ...

نقطه ضعف

سلام. ميگن هيچ وقت نقطه ضعفاتون رو نشون ندين.ولي نميشه... يعني بقيه يا نقطه ضعف ندارن يا واقعا بلدن چي جوري نشونش ندن. ..همين آبجي کوچيکه،١٩ساله دارم باهاش زندگي ميکنم نميدونم به چي حساسه. چي باعث ميشه زودي حرف گوش کنه. ..دقيقا برعکس من.،يعني ديشب و امروز صبح بدجوري زجرم داد. ...:'( ...ميشه؟؟نميشه. ±فردا بعد از ظهر خونه مادر بزرگه روضه دارن.هميشه ما دير ميريم و خونه کوچيکش پره. براي همين ميريم خونه کوچيک دايي آخري... دلم براي اونم تنگ شده.برم موهاش رو بهم بريزم حال کنم... البته اگه باشه...يکم هم گوشش رو بپيچم پيام جواب نميده... کلش رو نميکنم،گناه داره.

.

سلام. نع...من خيلي معتاد وبلاگم شدم...اصلا هزارتا وضعي...

عجب..

سلام. امروز يه دختر پنج ساله باهام دوست شد.من اول اسمش رو پرسيدم ،اسمش طهورا بود. اون وسطاش اسمم رو پرسيد پيچوندمش،آخرشم گفت اسمت چيه؟گفتم من اسم ندارم.آخرشم آبجي کوچيکه اسمم رو لو داد.... ±کي جمعه شب جشن ميگيره؟؟ديده شده امروز براي جمعه شب رفتن آرايشگاه وقت مو بگيرّه. ،آرايشگره گفته فردا شب که شهادته=-O گفتن زنگ زدن دفتر گفتن عيب نداره. خوب آدماي عاقل شما گفتين عقد کنن عيب داره يا نه،نگفتين جشن بگيرن چجوريه. آخه خودتون يه ذره .... +سوال:به نظرتون چرا آقايون با وجود داشتن همسر با يه ددختر ديگه دوستن و شايد از زن اولش طلاقم بگيره. يا حتي برعکسش.خانوما با وجود داشتن شوور با يه پسر ديگه دوستن؟ الان زياد شده .ريشش رو شما بگين چيه.

بازم آرره.

سلام. امشب هم مهمون داريم. سه تا پيرزن:-(... عمه ،مو سفيد فاميل ،دخترش...مامانم که کيف ميکنه باهاشون،البته به غير عمه،... آرررره....شايد بخوام از اين به بعد دلتنگي هام و ناراحتيهام رو توي پست خصوصي بنويسم.رمز دار و چند ساعت بعد پاکش کردم. براي اينکه نميخوام ناراحتي هام رو به شما منتقل کنم...براي اينکه وقتي مينويسم حالم خوبه خوب ميشه.... تشکر بابت پاسخ به سوال پست قبل:-( ±يه کاري کردم امشب براي ته تغاري،ميخوام ببينم ميتونم جلو خودم رو بگيرم و نگم.

سوال...

سلام. امروز توي مشهد دونه هاي برف رو ديدم و لمس کردم.ولي گلوله برف رو نه. ديشب يه بارون خوب باريد خدا رو شکر. توي خراسان رضوي هرکي ميخواد برف شديدو خوب ببينه بايد بره قوچان.. ±يه سوالي بودکه هر سال و شايد هر ۶ماه يه بار پرسيده بوده باشم. الان دوباره ميخوام بپرسم.جواب بدين خوشحال ميشم.بدون اغراق. ±با توجه به نوشته هام فکر ميکنيد چجور آدمي هستم؟؟خوبي هام رو نگفتين عيب نداره.چه بدي هايي دارم؟؟بيشتر دوست دارم بديهام رو بدونم. +يه سوال ديگه: فکر کنيد نميدونيد چندسالمه،...بهم ميخوره چند سالم باشه؟؟؟ ×خوشحال ميشم همه جواب بدن.

...

سلام. دوران مدرسه سه تا دوست داشتم.سه سال دبيرستان. از دوتاشون با خبر بودم ،يعني سالي يه بار بهم پيام ميديم. از يکيشون که خيلي هم باهم دوست بوديم ،از دوران دوم راهنمايي،بعد از ازدواجش کاملا بي خبر بودم.... امروز صبح بهم زنگ زد.ميگه چند شبه خوابت رو ميبينم.ميگم مگر اينکه بيام توي خوابت که يادم کني. توي خواب دعواش ميکردم.خوب کاري ميکردم،حقشه...الان يه دختر چارماهه داره. ±صبح خوب بود.ظهرم سمبوسه درست کرديم.ولي الان اين پسر خالم کل روزم رو خراب کرد. کوچيکه ها!!ولي خيلي رو مخه.اعصابم رو ميريزه بهم. اصلا دوستش ندارم. ±آهنگ وبمو دوست داشتم بردارم.ولي فعلا نميتونم.

سلام. گفته بودم پيش بيني هام برعکسه؟ امشبم نت رو قطع نکرد. رفتم مشاعره کلي کيف کردم. ...ميدونيد؟من براي رسيدن به چيزايي که دوست دارم منفي فکر ميکنم تا مثبت اتفاق بيافته. ...البته کاملا منفي نگر نيستم...خيليم شادم...شمام شاد باشيد. ±فرداهم مهمون داريم...امروز تعجبي مهمون نداشتيم. يعني خونه نبوديم.:-! ÷يخمک آدرست رو گم کرده بودم پيدا کردم.

قانون جذب.

سلام. آبجي کوچيکه مياد خونه ميگه هلو!منم ميگم عليک هلو.نميدونم چرا ناراحت ميشه. ...واي فاي رو هنوز خاموش نکرده.،ولي من مطمئنم فردا ساعت ده شب يا مهمون داريم،يا واي فاي خاموشه. ±تجربه نشون داده برنامه ريزي هام،فکرام،خيالاتم،يا به وقوع نميپيونده يا برعکسش ميشه. ...يعني قانون جذب معروف روي من کار نميکنه:-!. ×يه همچين انسان استثنائي هستم من.(درست نوشتم ديگه،آره.) ÷هر لحظه امکان قطع نت وجود داره....ها ها ها ها...خيلي ترسناکه.

سلام. امشب دخترداييم و سه تا بچه هاي نازيش خونمونن. فرا صبح کله پاچه خواهيم داشت. امروز روز خوبي بود. ±برادر،کامپيوترش رو درست کرده. از اين به بعدشبا واي فاي،باي باي.دوست ندارم برم بالا.اين مدتي که کامپيوتر خراب بود شايد يکي ،دوبار رفتم خونش. ×ديشب کشفمون رو به دختر دايي گفتيم و تونستيم دخترش رو بخوابونيم. کشفمون گذاشتن آهنگ به نظرم ايمو بند بود براي نوه دايي بود.آهنگ من بي قرارم . ÷بيست و هفت بهمن عروسي دعوتيم.هوراااااااا. کاشکي بريم.يه ذره بد مسيره. +مشاعره شبهT_T

بعله.

سلام. فيلم ترسناک امشب من افسانه ام هست ،در مورد زامبياست. خلاصش رو خوندم. ±حالم خوبه. امشب مهمون داشتيم.بازم ميگم وقتي اونايي که دوسشون داري دورت جمعن حالت خوب ميشه. ماکاراني درست کردم.سر به سر شد. ...داداشم نبود،بهش نرسيد،دلم براش سوخت. +زدن خندوانه،ادابازيه.

حالم...

سلام. ادعاي اين رو دارم که احساس خلا نميکنم. يعني خلا دارم ولي خيلي توش نميمونم. چند روزه موندم توش. ولي نبايد بمونم. شايد اين بي حوصلگيم و بهونه گيرياي الکيم به خدا همش به خاطر بد خوابي باشه. چند شبه با اينکه خيييلي خوابم مياد تا دو و نيم بيداريم. تلويزيونم روشنه.دو شب تا نماز صبح تلويزيون روشن بود. من يکم ميخوابم بعد دوباره بيدار ميشم. صبحم که داداشم نماز صبح مياد بيدارمون ميکنه يه نيم ساعتي ميشينه بعد ميره. خخخخخ چه بيدار کردني. بعداز نمازم دير خوابم ميبره و صبح با صداي درو و زنگ تلفن و کوک گوشي نيم ساعت به نيم ساعت بيدار ميشيم. خواب سبکم خيلي خوب نيست. يه خواب آلودگي بزرگي توي وجودمه. اصلا بيدارم که هستم يکسره به يه جا خيرمو تو فکرم. بعضي وقتا خودم نميدونم به چي فکر ميکردم. نمازام هم همش همينجوريه. يه جا خوندم براي حضور قلب توي نماز بايد يادمون باشه به اختيار به چيزاي ديگه فکر نکنيم. من سعي ميکنم ولي بي اختيار کلش توي فکرم. نمازم به درد عمه بنده خدام هم نميخوره. کلا گيجم.خيلي گيج. يک و نيم ساعت پيش رفتم توي اتاق چيزي بنويسم نتيجه گرفتم بخوابم بهتر ميشم. يه پنج دقيقه ده دقيقه خوابيدم يکم بهتر شدم. اما دوباره دارم بي حال ميشم. مثل اينکه اين چاهه خيلي بزرگ بوده. بدجوري گير کردم توش. يکي طناب بندازه بيرونم بياره. خدا جونم فکر کنم فقط کاره خودته.

:-(

سلام. توي سريال لحظه گرگ و ميش ،ياسمن نقش عاشقيش رو خوب بازي ميکنه. منم همون کارا رو ميکنم ولي عاشق نيستم. ميترسم مامانم فکر کنه عاشق شدم رفت. مثلا امروز حال نداشتم رفتم توي اتاق يه نيم ساعتي دراز کشيده بودم و نگاهم رو به سقف بود. بعضي وقتا توي افکارم غرق ميشدم،بعضي وقتا اصلا فکر نميکردم. يه موقع هايي هم ميشه ميرم ديوان حافظم رو بر ميدارم ،يهويي بازش ميکنم شعرش رو بدون تعبيرش ميخونم. گاهي تعبيرش رو بدون شعرش ميخونم،يه وقتايي هم هي بازش ميکنم يه شعر رند بياد با لذت بخونم. يه زمانايي هم که حوصله فال حافظ ندارم سر رسيدم رو باز ميکنم شعرايي که دوسشون داشتم و نوشتم رو ميخونم. اگر حوصله اونم نداشتم کتاب ادبيات سال دوم دبيرستانم رو باز ميکنم شعراش رو ميخونم. ...آره ديگه،نگرانم مامانم فکر کنه منم مثه اين دختره يکي رو ميخوام ،منم که جايي به غير فضا مجازي نميرم،بعد سختگيري کنه. ±دلم مشاعره ميخواد.شنبه دير رسيدم تمرکز نداشتم:-( زودي اومدم بيرون. #١٣١ ×بياين مشاعره. اولشم... به نام خداوند جان و خرد\کزين برتر انديشه برنگذرد.

خانه ما

سلام. مستند مسابقه خانه ما رو نميدونم برايچي توي مشهد ضبط نکردن. شايد براي اينکه مشهديا اونقدي پولدار نيستن. تبريزيا موقع تحويل دادن پولاشون کلي دلار از توي جيبشون درآوردن. ...شايدم در برابر بي پولي مقاومن و تهيه کنندش ورشکست ميشه. ±ما خودمون داريم اين مسابقه رو توي خونمون پياده ميکنيم. با اين فرق که خوراکيايي که داشتيم رو صفر نکرديم.،پولمونم هفصد هشتصد هزارتومن نيست،خيييلي کم تره. سه شب پيش رفتيم خونه داداشم به صرف بادنجون.امشب ميريم خونه دختر دايي به صرف ماکاراني خوشمزه،فردا شب خونه ما به صرف لوبيا پلو انارپز،شب بعدشم خونه دايي به صرف اشکنه بوقلمون.... کسب و کارم که همينجوري کسي نگه هم داريم انجام ميديم ولي نه توي يک روز،بلکه هر روز. ...ولي واقعا چرا مشهد نيومدن؟؟قسمت چهارمش قرار بود مشهد باشه. ×توي اين قسمتش مسخره بازياي علي اصغره و عزم و اراده و تلاش عليه شبيه داداشمه. ÷دختره که بزرگه مهموني دادن شبيه کدوم بازيگره؟؟آبجيا ميگن شبيه فخرالزمانه.من ميگم يه ذره شبيه حديث مير اميني هم هست.يه ذره.

ادامه ديروز.

سلام. ديروز توي حرم دو تا خانوم داشتن حرف ميزدن باهم خوشم اومد حرفاشون رو گوش دادم. دوتا خانوم تبريزي بودن با يه خانوم خوزستاني با دخترش. خوزستانيه ميگفت اونجا هوا سرده؟؟الان برفم ميباره؟گفتن آره. گفت جاي ما برف نمياد.تابستون تا هفتاد درجه گرم ميشه. بعد پرسيد گفت هوا چطوره صافه؟گفتن آره. ميگفت همسايه ها باهم دوستن دور هم جمع ميشن؟گفتن آره.گفت جاي ماهم همينجوريه. گفت تبريزيا خيلي مذهبين درسته؟؟آخه ما يه همسايه تبريزي داريم خييلي با حجابن. دختر خوزستانيه اومد مامانش بهش گفت اينا تبريزين. همچين با ذوق پرسيد اونجا برف مياد.خيلي باحال بود. خانومه گفت آره مياد. دختره گفت يکم برف با خودتون مياوردين من تا به حال برف نديدم. ...اونجا به امام رضا گفتم يا امام رضا نگاه کن اين طفلي هم برف نديده.يه برفي مشهد بياد هم ما بهره ببريم هم اين زائرات که برف نديدن ،برف ببينن. خانوم تبريزيه ديد دارم نگاش ميکنم برام دوتا شکلات داد از خود تبريز. ژله اي بود دختر داييم نخورد. ...ولي انگار به دعاي گربه سياه بارون نمياد که هيچ،برفم نمياد. ±سر نماز داشتيم با دختر داييم حرف ميزديم،يه خانومه ته لهجه ترکي داشت گفت شما از قم اومدين؟گفتيم نه مال مشهديم. به دختر داييم گفت قيافت به مشهديا نميخوره.ولي منو گفت ميخوره مشهدي باشم. دختر داييم گفت به کجاييا ميخورم؟گفت به تبريزيا. گفتم شما اهل کجايين گفت تبريزي هستم ولي قم ميشينيم. زن زرنگي بود .

امروز.

سلام سلام. در حال حاضر حالم عاليه. ميدونيد چرا؟؟ امروز صبح با دختر دايي رفتيم حرم. دختر دايي اگه خدا بخواد ميخواد خادم بشه.امروز يه حرم گردي داشت و يه آزمون.دعا کنيد قبول بشه. حرم گردي که رفت منم رفتم باهاش. يه جاهايي رفتيم که تا به حال نديده بودم. مثلا من صحن قدس نرفته بودم. صحن گوهر شاد نرفته بودم. منبر امام زمان رو نديده بودم... گلدسته هايي که پسر گوهرشاد ساخته بوده تا الان سالمه نديده بودم.... خيييلي خوب بود.... بعدشم که اون رفت امتحان بده منم رفتم نماز زيارت بخونم. ...کلي براتون دعا کردم....ميخواستم براي خودم دعا کنم مفصل که دو نفر داشتن حرف ميزدن توجهم رو جلب کردن. ...بعدشم دختر دايي اومد و اذون گفت و نماز ظهر رو براي بار دوم حرم بودم. ...بعد رفتيم يه ساندويچ زديم و اومديم.

بد غذايي

سلام. کدو حلوايي که ميدونيد چيه.خيييلي خوشمزه هم هستش. ما زياد ميپزيم اين روزا که فصلشه.حتي ويتامين سي هم داره. اون روزي به داداشم تعارف کرديم ،ميگه دوست ندارم. از تعجب شاخ درآوردم. چطور تازه دوست نداره.بعدشم شلغم ميخوره کدو نميخوره. به مامانم ميگم چرا بعضي از آدما بعضي خوراکيا رو دوست ندارن. ته تغاري اسفناج و کوکو سبزي و کدوحلوايي و کلي چيز دوست نداره. مامانم عدسي زياد دوست نداره. آبجي کوچيکه روغن زرد به اين مفيدي و مقوي اي دوست نداره. داداشم هويج و کدو دوست نداره. توي فاميل و آشنا و کل جهان همينطورين. من کيوي نميخورم براي اينکه زبونم زخم ميشه.براي زبونم بده. بعد يادم اومد شلغم آبپزم دوست ندارم.شلغم خام و توي سوپ و غذا ميخورم ولي آبپز خالي نه. خرمالو هم دوست ندارم.بوي ماژيک وايت برد و آمپول و الکل طبي ميده. +اينقده ناز نيارين.چيزاي مفيد رو بخورين.بچه هاي خوبي باشين. ±ماماناتون رو سر بد غذايي اذيت نکنيد. ÷بيت شعر قشنگ و آسون يادتون نره لطف کنيد.