:)
سلام.
امشب مهمون داشتيم ولي شام خورده بودن.بادنجونم زشت شده بود کلي خدارو شکر کردم که شام خوردن.
+دختر شينا رو امروز هشت فصلش رو خوندم.کتاب دوست داشتني ايه.
×آبجي کوچيکه بعد از ظهر رفته توي حياط با ذوق ميگه بچه ها داره برف واقعيه سفيد مياد.
من و ته تغاري يه نگاش کرديم گفتيم ميخواستي برف سياه بياد؟؟
فکرش رو بکنيد برف نارنجي بياد،يا صورتي.خوب برف سفيده ديگه.
+دختر مو سفيد ميگه انار بادنجون دارين؟؟گفتم آره.ميگه بادنجون طبيعي؟؟؟نه بادنجون مصنوعي درست ميکنم شام بمون خونمون.
اين رو توي دلم گفتم.ولي گفتم آره ديگه مصنوعيم مگه وجود داره؟؟شام بمونيد بادنجون داريم.
...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن ۱۳۹۷ ساعت 22:42 توسط مادر بزرگ
|