...
ادامه نوشته

يکي مثل خودم.
ادامه نوشته

خوشالم.

سلام. خوشالم خيلي خوشالم.اتفاق خوب زياد افتاد برام... امروز با اينکه مادر کلي من آبجي کوچيکه رو دعوا کرد ولي بازم کلي خنديديم .البته وقتي پدر و مادر نبودن. ديروزم با بچه مردم رفتيم شتر سواري يکم هوا خورد به سرم حال کردم. نازي بچه مردم خودمه. خواستم درمورد حرفامون چيزي اينجا بنويسم توي رمز دار ميذارم هرکي حالش بهم نميخوره از خز بازي دلش خواست بخونه. من که هنوز دونفري هاي يه عده رو ميخونم حالت تهوع ميگيرم.

جلوی کار

سلام. تمام شدددددد. تابلوم تمام شد. ... کاش بتونم عکسش رو بذارم.

شهر هرت

...
ادامه نوشته

يادش بخير

سلام. ..به ته تغاري ميگم من اندازه تو بودم کل استخونام درد ميکرد.الانم که نشستم پاي دار کلي خودم رو با شال و روسري پيچو مهره کردم،استخونام وا نره. ±يادش بخير بچه بوديم به استخون ميگفتيم استغون. ×گل گل گل گل اومد کدوم گل؟همونکه رنگارنگه براي شا پرکها يه خونه قشنگه....يادش بخير آبجي کوچيکه به کدوم ميگفت کدون!!!؟؟ #368?? ÷٩ رج مونده که سه رجش رو زير ميزنم ميشه۶رج. ٨،٩،٧٠،١،٢،٣،۴،۵ عه نه ها چرا٩ رج مونده.

:-\

سلام.

دکمه خاموش روشن گوشی مادر خراب شده.

دیگه نمیتونم بیام وب.

الانم گوشی پدر رو قاپید داد دستم آبجی کوچیکه که اومدم.

فعلا خدانگهدار.دلم براتون تنگ میشه.

عصبانيت لالا کرد

سلام. يک اخلاق بدم اينه که زود فراموش ميکنم. الان کم کم داره فراموش...نه فراموشم نميشه عصبانيتم بعد از کلي پيام دادن به گوشي خاموشش و خواب فروکش کرد... الان حس بي حسي دارم.حتي با خنده به مامانم گفتم خواستي به مامانش زنگ بزني (براي خبرگيري) بهش بگو به پسرش بگه ديگه نياد...مامانم بعد اين حرف ديگه زنگ نزد... الان اعصابم راحته.سرم درد نميکنه.خدا بخواد دورج تا آخر شب ببافم خيلي خوب ميشه... ميدونم ببينمش سريع باهاش آشتي ميکنم.البته درصورت عذرخواهي... خخخخ يه بار قهرکردم بهش نگاه نميکردم.ميدونم نگاه کنم دلم براش ميسوزه... عخي ،با اينکه قهرم ولي دلم براش تنگ شد...بترکي بچه مردم.خيلي بدي. ±اونايي که رفتن کربلا و ميخوان برن مجددا زيارت قبول التماس دعا. #٣۴٨

بي پولي

,,سلام... درسته خودم نسبت به دوستام جديدا بي معرفت شدم.ولي حالم از بي معرفتي بهم ميخوره... نميدونم چي بگم.اوني که بايد جواب نميده چيزي نميگه... حال ندارم خوابم نميبره... امشب من و مامانم و داداشم از دست شرکامون گله منديم... چه شب مزخرفيه امشب... اين مزخرف بودن براي من شايد چندروز طول بکشه...تا وقتي حالم رو بفهمه... ×آخر شارژ اضطراري گرفتم.±لعنت به بي پولي...

دیوونگی

سلام.

امشب خوب شده بودم ،اینقده چ پ و پرت گفتم که همه به صدا در اومدن.

ولی جدای از حسودی خیلی کیف میده ته تغاری رو حرص بدی...

نازی بچم تحمل میکنه بعد یهو منفجر میشه خنده دار میشه.

په تیاری دوست.

ولی آبجی کوچیکه رو چیزی بگی سریع جواب میده.

بابامم سعی کرد از طریق بچه مردم منو حرص بده که موفق نشد.برایکه نیدونم شوخی میکنه.

×۳۴۴

 

چشام داره بسته میشه.

 

روبوسي

سلام. امروز چهار شنبست... يک چيزي توي خونمون جا گذاشته بود شنبه زنگ زدم بيا ببر،نيومد زنگ زد گفت کار دارم نميتونم بيام... يکشنبه اومد تا دم در بردش...دوشنبه يهويي اومد،وضع خونه ترکيده بود،حال من خوب نبود مامانم يه عالم سبزي خريده بود با دخترداييش نشسته بودن داشتن پاک مي کردن.يک چيزي دست من داشت برداشت برد... ديشبم سيد زنگ زده بود که بيا ماشين لباسشويي تون رو ببر، يک سر اومد.ال جي نياورده بود هاي سنس بود،ديده کوچولوئه گفته نه همون ال جي... اين کوتاه ديدنا بدک نيست ولي ... ±اوايل وقتي ميومد باهام روبوسي ميکرد موقع سلام...يه بار بابام ديد به مامانم گفته بگو زشته جلو بچه ها ،حالا بچه هام اين مياد ميرن توي اتاق،هيچي ديگه بهش نگفتم ولي ديگه خودش رو بوسي نکرد... ديشب ميخواست روبوسي کنه توي حياط بوديم عب نداشت ولي بابامداشت نماز ميخوند،دقيقا جلو پنجره نماز ميخونه،نشد. +اينقده حساسن انگار...بابا مثل بقيه مردم روبوسي عادي ميکنيم به جان خودم حس خاصي نداريم... خخخخ...استغفرالله... ×هئي دلم براش تنگ شده .فردا پنجشنبست... ÷اينم پست جديد.ولي يکم شخصي شد.

دل

سلام. امروز تا همين الان وضع معده و روده هام بهم ريخته. ..چه صداييم ميدن. ±ديشب ساعت دونيم به بعد خوابيدم صبح٩پاشدم.بعد از ظهرم نخوابيدم....آخ دلم... ...فردا بايد برم بندي فکر کنم براي اولين بار بند شدم...ميخواستم چيزي بنويسم دل دردم.شب بخير.برام دعا کنيد. #٣٣۵

خداحافظ

سلام. روضه هامون تموم شد،فکر ميکنم کلا محرم صفر تموم شد... ×امروز بعد از ظهر توي اتاق خوابيدم با پتو سرما خوردم... ÷امروز خواهرشوهر گرامي اومده بود .برام پارچه آورده...دوسش داشتم...بچه خواهر شوهرم با اينکه همونطور که بچه مردم ميگفت شلوغ بود ولي نازي بود دوستش داشتم.... ±مهديه رفت ،يعني داره ميره به سمت عراق و زيارت...خدا همه مسافرا رو از بلا حفظ کنه...

دختر دايي

سلام. فردا روز آخر روضه هامونه.پلو عدس قراره داشته باشيم.من که دوست دارم.جاي دوستدارانش خالي... ±يه دختردايي دارم اسمش مهديست ماشاءاله کد بانوه. يه ترشي درست کرده عششششق.ترشي ليته بادمجون. آخ امروز دمي ربي پخته بود با ترشي خوردم کيف کردم... ×مشهديا مشهديا ،جايي برا خريد پالتو سراغ ندارين؟؟دارين بگين... ياد خاله ها گفتن امين افتادم... +يه عالم چيزي ميخواستم بنويسم يادم رفت. √لبم پوست پوست شده،خشک شده ترک خورده ،ويتامينه خوبش نکرد بايد ناف چرب کرد....

اين روزا

سلام عليکم.... اين روزا يعني اين يه هفته کچل خاله خونمون بود...يه عالم حرکت ناخون تيز و دندون تيز روم رفته... امشب ديگه ميره... اين روزا روضه داريم.قبول حق باشه...محتاجيم به دعا... اين روزا کمتر ميبافم تابلو فرش براي همون دو مورد... ±عکس امين رو فرداشب که رفتم بالا يه کار ميکنم ديده شه...کچل تلويزيون بين خالش... بهم ميگه تو سگي.هرچي ميگم من تورو دوست دارم ميگه تو سگي...نگاش ميکنم ميگه تو سگي... دلش ميخواد برم دنبالش کنم...اصلا کيف ميکنه يکي دنبالش کنه . اين بزرگ بشه هم لابد تو فضاي مجازي دنبال دنبال کنندست...خخخخخ.شوخي کردم بچم مثل بقيه بچه ها عشق گوشي نيست تا الان خداروشکر... ×ريحون و ثمين حنانه مهسان ببشيد نيومدم بخونمتون... #٣٢٢ ÷T_Tدلم براش تنگ شده...

عشق خاله

حس بي حسي

سلام. عشق...نميفهممش... مينا از نظر علمي توضيحش داده... من درکش نکردم... کاش ميشد با بچه مردم درموردش حرف بزنم... اما نميشه... ما زياد باهم حرف نميزنيم.يعني بيشتر اون حرف ميزنه و دوست داره منم حرف بزنم.ولي وقتي حرف ميزنم پشيمونم ميکنه.يا پشيمون ميشم... ±چه خبر از درس و مشق و مدرسه و دانشگاه؟خوش ميگذره؟چه حسي دارين؟؟ از دختره پرسيد چه حسي داري مدرسه ها شروع شده؟دبستاني بود،گفت حس بي حسي.... #٣١١

سلام... دلم خنده قاه قاه از ته دل مي خواد... امروز دختر عمم گير داده چقدر لاغر شدي... ترازوهم ميخوام... من جوش نميزنم اينقده لاغر شدم.جوش بزنم نابود ميشم فکر کنم... #307

مادر

سلام... وقتي تبليغات بيسکوئيت مادر رو ميبينم ياد حرف ديروز مامانم ميفتم که ميگفت محمد امين با خاله نرگسش رفته مغازه .واستاده گفته مادر ميخوام. ...من نبودم رفت خونشون... ×باز ساعتا رو تغيير دادن و هردفه ساعت ميپرسي ازت ميپرسن جديد يا قديم؟؟ ±ببخشيد بهتون سر نميزنم.ذهنم و سرم شلوغن. #٣٠١