سلام. يک اخلاق بدم اينه که زود فراموش ميکنم. الان کم کم داره فراموش...نه فراموشم نميشه عصبانيتم بعد از کلي پيام دادن به گوشي خاموشش و خواب فروکش کرد... الان حس بي حسي دارم.حتي با خنده به مامانم گفتم خواستي به مامانش زنگ بزني (براي خبرگيري) بهش بگو به پسرش بگه ديگه نياد...مامانم بعد اين حرف ديگه زنگ نزد... الان اعصابم راحته.سرم درد نميکنه.خدا بخواد دورج تا آخر شب ببافم خيلي خوب ميشه... ميدونم ببينمش سريع باهاش آشتي ميکنم.البته درصورت عذرخواهي... خخخخ يه بار قهرکردم بهش نگاه نميکردم.ميدونم نگاه کنم دلم براش ميسوزه... عخي ،با اينکه قهرم ولي دلم براش تنگ شد...بترکي بچه مردم.خيلي بدي. ±اونايي که رفتن کربلا و ميخوان برن مجددا زيارت قبول التماس دعا. #٣۴٨