خنگ
سلام.
یه چند وقتیه از دست بچه مردم خیلی زود ناراحت میشم.
دهنش رو باز میکنه، حرف میزنه، حرفش ناراحت کنندست.
امروز کف پام رو دیده، میگه چرا کف پات اینجوریه؟ گفتم چجوری؟
میگه مثل پیرزناست.
بهش گفتم تو حرف نزنی بهتره، دهنت رو باز میکنی من رو ناراحت میکنی.
یا یه چیزی که میشه، به علی میگه، سد علی مامانت خنگه مگه نه؟
چند بار بهش گفتم واقعا از دستت دلخورم. میگه ببخشید عشقم، ولی یکم بعد باز تکرار میکنه.
میگم از بس گفتی خنگ، نفهم، دیوانه که واقعا خنگ شدم.
+چند وقت پیش نمیدونم چی گفتم که یکی از وبلاگیا ناراحت شده بود، ازش عذر خواهی کردم، اما جواب نداد که بخشیده یا نه.
شاید نبخشیده و این ناراحت کردنای بچه مردم نتیجه ناراحت شدن اون وبلاگیه.
بهشم گفتم دیگه کامنت نمیدم. برا همین نمیتونم بپرسم.