نفرين.

سلام،سلام... من اومدم با آخرين نفساي نت. ... نميدونم چرا اينقده بد شدم.براي بقيه دعاي بد ميکنم.همون نفرين کردن معروف... مثلا امروز نشسته بودم خونه دختردايي،به مخابرات زنگ زدم مشغول بود.گفتم الهي اوني که يه تيکه سيم تلفن رو قطع کرده(دزديده) بترکه.بعد گفتم نه نترکه براي اينکه يه آدم نميتونه بترکه،بعد گفتم الهي دستاش يه عالم درد بگيره ديگه ازين کارا نکنه. مامانم اومد گفت اومدن سيما رو درست کنن. ...ميگن نفرين کني دامن خودتم ميگيره. ±ديروز و پريروز رفتم بهشت رضا.همين که بتونم برم پيش شهدا بهترين کيفاي دنيا رو ميکنم. ...کشف کردم ازجاي مامانبزرگم عکس بالا مزار پدر شهيدکاوه ديده ميشه. خوش به حال مامانبزرگ و بابا بزرگم که نزديک شهدان.. !×ميلاد امام زمان هم برخودشون هم برشما مبارک باشه.:-*

لهجه مشهدي

سلام. مشهديا به بله و آره و اينا ميگن ها. نميدونم بعضيا چرا اصرار دارن لهجه مون رو از بين ببريم. ...در اين مورد بيشتر صحبت خواهم کرد. با تشکر از دختردايي بابت نتش.

هووووووو

سلاااااااااام. فکر کنم نزديکه يه سکته ريز بزنم از ذوق. پيکر بندي تلفن روي مرورگر نبود براي همين نميشد از نت گوشي استفاده کرد. ... تلفن خونه قطعه نتم قطعه،براي همين نبودم.وگرنه به قول داييم من هرروز اينجام.حتي اگه نباشم. ...دلم تنگ شده بود براتون... از نت گوشي بايد بهينه استفاده کرد. ±خداييش حالم خيلي گرفته شد.خيلي.

کنار صياد نشسته بودم و دستم رو گذاشته بودم روي دستش.آقا ک ه شروع به سخنراني کردند،صياد آروم دستش رو از زير دستم بيرون کشيد و دفترچه اش را برداشت و شروع کرد به نوشتن. ..وقتي مراسم تمتا شد و داشتيم برمي گشتيم،ازش پرسيدم (حاج علي،براي چي موقع سخنراني آقا يادداشت برمي داري؟حرفاي ايشون رو از تلويزيون پخش ميکنن. ) گفت(حاج ناصر،شما حقوق خوندي،نه؟) گفتم (بله،ولي چه ربطي به سؤال من داره؟) گفت(ببينم،اجراي امر فرمانده براي ما لازمه؟) گفتم(بله لازمه.) گفت(تاخير در اجراي امر فرمانده براي ما قبح داره و زشته،مگه نه؟ ) با بي صبري گفتم(بله زشته،ولي جواب من رو ندادين ) گفت(خيلي خوب.من که بايد از صحبتا يادداشت بردارم،ديگه منتظر اخبار ساعت دو نميشينم.همونجا يادداشت ميکنم.بعد در فاصله اي که ميشينم توي ماشين،اين صحبتا رو به دستورالعمل تبديل ميکنم.وقتي بهستاد کل رسيدم،ميدم براي تايپ و بعد هم اجرا...توشايد حرفاي آقا رو سخنراني تلقي کني،ولي براي من اين حرفا سخنراني نيست،دستوره.از همون لحظه اي که ميشنوم،تکليف به گردنم مياد که امري رو که از فرماندهم گرفتم و بايد اجراش کنم...تا ستاد کل برسم وقت رو تلف نميکنم. ) "خدا ميخواست زنده بماني" ±اگه همه مسئولا مثل ايشون بودن ،الان ...

...

سلام. فردا تولد حضرت عباسه. شهادت صياد شيرازي هم هست. کسي که براي متحد شدن سپاه و ارتش کلي زحمت کشيد. خدا بيامرزتش. امروز تولد امام حسين بود،سالگرد آقا بزرگ منم بود.هنوز دلم براش تنگ ميشه،هنوز دوسش دارم.خدا بيامرزتش. آدماي خوبي بودن. خوش به حالشون... توي اين دنيا هرچي هم سختي کشيدن الان جاشون خوبه. ولي بازم نگرانن. مثل آقا بزرگ من. براي بچه هاش. مثل شهيد صياد،براي کشورش... مثل امام حسين و حضرت عباس،براي همه ما.
ادامه نوشته

فراموشي

سلام. من فراموش کردنم خوبه.پس ميتونم فراموش کنم. ولي خوب يکم زمان ميبره. اولين کار يادآوري نکردنشه. .±چندتا کار ديگه هم ميشه کرد. ..اول اينکه هرچي يادته رو بنويسي ،بعد کلي گريه کني ،بعد بهش فکر نکني. ...ولي همون يادآوري نکردنش بهتر از همه چيزه...خود آزاريم نيست. ..خونسردي خيييلي خوبه.

خواب

نه خوابم مياد،نه خوابم ميبره.همه خوابن. يه ساعت پيش دو دقيقه خوابيدم خوابم پريد. ولي عب نداره تمام سعيم رو ميکنم بخوابم...نميخوام ساعت سه بخوابم. از تنهايي و شب و تاريکي ميترسم.

~_~

سلام. چرا من از انتظار بدم مياد؟؟ +دختر همساده ميگه اين آقا پسره که آورده بودن خندوانه تپلو بود خواننده بود،فاميلش افشاره. دوست پسرخالشه.اگه متولد ٧٢يا٧١باشه احتمال داره باشه. برم بيوگرافيش رو در بيارم. ±نت از ديروز خراب بود الانم که وصله گوشي قاطي داره. ×اينقدر که من امسال ،يعني همين يه ماه اخير کوکوسبزي پختم،براي خودم استاد شدم. ...شما چطوري کوکو سبزي ميپزيد؟به جز سبزي چي ميريزيد توش؟؟ #١۶٢

بهار خانوم

سلام.

امروز صبح رفتم بیرون تازه بهار رو درک کردم.

زمین نم،شاخه های سبز درختا،آسمون آبی با تیکه های سفید ابر،صدای گنجشکا.

من عاشق این خوشگلیای بهارم.

مدرسه که میرفتم همیشه شیفت صبح بودم و تنها میرفتم مدرسه، معمولا دیر میرفتم و کوچه ها خلوت بود.

عششششششششششششششششششششق میکردم با حال و هوای بهار.

چند وقت دیگه اردیبهشته و گلای اقاقیا و یاس عطر افشانی میکنن.

وای اگه شب بارون بیاد و صبح بزنی بیرون...چه حس و حال خوبیه قدم زدن تو یه صبح بهاری مخصوصا ماه اردیبهشت...تنها که باشی بیشتر میچسبه.

+اینقده از تنهایی گله نکنید.لذت ببرید.

 

تموم شد رفت.

سلام . خندوانه هم تموم شد،نون خ تموم شد،زوج و فرد تموم شد.تعطيلات تموم شد... حالا نيست که براي من مهم بود... از فردا شب سريالاي باحال ديگه شروع ميشه،دورهمي شروع ميشه،مدرسه شروع ميشه که اينم به من ربط نداره. ...منم نخ١٢رو پيدا کردم بايد بشينم پاي دار ،خدا بخواد بيکاري هم تموم شد... ±کيک درست کردم بازم خمير شدT_T.به خاطر يه اشتباه کوچيک پف نکرد... ×از اينکه دو نفر آشناي فضاي واقعي توي بلاگفان خوشحالم. ..براي اينکه يه روز خدايي نکرده،زبونم لال مردم يکيشون اينجا حلاليت ميگيره برام...:-) #١۶٠

امروز

سلام.امروز بلاخره رفتيم بهشت رضا...چه همه راه رفتيم اوفففف... برگشتني هم رفتيمخونه زندايي،بااون يکي زندايي.روز خوبي بود...ولي جاي دو نفر خيلي خالي بود... بهشت رضاي بعد معلوم نيست کيه!! بيست فروردين سالگرد آقا بزرگ؟؟سه روز آخر فروردين چراغ برات؟؟يا نه ارديبهشت سالگرد مادر بزرگ.؟؟؟ #امروز پتو مسافرتيمون رو دزد برد.توي بهشت رضا!! همه تعجب کرديم،توي قبرستون دزدي؟؟واقعا هم که داره.

سوال

سلام. شما يه روز بچه دار بشين ميذارين خودش انتخاب کنه شغل و رشته و علاقش رو يا فقط خودتون تصميم ميگيريد واسش؟؟ يا... ±يعني مامان باباهامون همسن ما بودن چه جوابي ميدادان؟؟

سوپرايز

سلام. امروز ته تغاري مهره هايي که جمع کرده بود رو گذاشته بود جلوش و دستبند درست ميکرد. رفتم نشستم پيشش،مهره هاي شيشه اي اناري و مشکي رو جدا کردم گفتم ميخوام دستبند درست کنم. درست کردم. ...دستم کردم ديدم نه هنوزم دستبند دوست ندارم ،گرفتمش جلو ته تغاري گفتم سوپراااااايز ...اينو براي تو درست کردم.تولدت مبارک. ...نميدونم چرا شروع کرد به خنديدن و گفت از مهره هاي خودم برام دستبند درست کردي؟؟ ،گفتم سليقه که از من بود.... اصلا همچين خواهر مهربونيم قدرم رو نميدونن. :-! ±آخ اين علي صادقي و اين پسر خنگه توي نون خ حرص منو در ميارن. دلم ميخواد خفشون کنم. ولي خود نون خ خييلي باحاله.أااااااي ماشاالله.

طاهره همون قبلي فاطمه هم.
ادامه نوشته

سيزده به ديوار

سلام. :-(گفتن سيزده به در ميريم حرم. محمد امينشون که رفتن خونشون حال محمد بد بود وگرنه ميرفتيم بهشت رضا.،الان ملت از سيزده به درشون اومدن خونه ما. بعد يکسره از عمه ها بد بگين. عمه ها که هيچ دختر عمه هاهم دارن ميسوزن پاي مهمون نوازي عمه خانوم. الان دوتا برادر مادر+يه پسر برادر مادر و خانواده+دايي مادر اينجان. ...آخه چراااااااااا؟؟؟؟ ±روي صورتم هيچ جوشي ندارم هم اکنون ولي نميدونم چرا کف دستم يه جوش در اومده، فکر کنم راهش رو گم کرده. ×آقا من عاشق صياد شيرازي شدم.نه اونطوري ها،مثل همکاراش و همرزماش و اينا. ...چرا من فکر ميکردم سيزده به در ۴شنبه ميفته؟ ...فردا عيد مبعثه.مبارکتون باشه،از قمري تولد ته تغاري هم هست.مبارکش باشه.

چشم پوشی

سلام.

 

بعضی اوقات برای به دست آوردن بعضی چیزا باید یه چیزی از دست بدی.

باید چشم بپوشی روی بعضی از عادتات.

+مسيله من آینه که مطمئن نیستم واقعا اون چیز رو میخوام یا نه.

#امشب یهو دلم خواست بهشت رضا می بودم قسمت گلزار شهدا.

از روز مادر نرفتیم.

حتی برای روز پدر،خوب آقابزرگ ناراحت میشه دیگه!

من بهشت رضا میخوااااااااام

±لابد ميگين اين دختره مسخره کرده و براي اينکه کامنت جمع کنه دروغ ميگه که ميخوام برم و نيام يا کم بيام. ولي اينطور نيست.دختردايي در جريانه.خوب وقتي واي فاي روشن باشه ميام. براي اينکه معلوم نيست کي خاموش کنه و دفه بعد کي روشنش کنه. ارديبهشتم واقعا واقعا گفته خاموش ميکنه. >/p<>p>بازم هرطور ميخواين فکر کنيد.

سلام.خداحافظ

سلام. فکر کنم از امشب خداحافظ... شايدم نه... ولي به احتمال زياد آره... بسوزه پدر گروني. ...حوصل موصل ندارم... خدانگهدارتون.

!!!

سلام. ديروز خونه زنعمو بيکار بودم.کتاب خدا ميخواست زنده بماني رو برده بودم.بيشترش رو خوندم. ...واقعا داريم يه آدم خوب اونطوري؟ ميزکارش رو جوري گذاشته بوده که رو به قبله باشه.صندلي دانشجوهاشم طوري ميچيده که رو به قبله باشن. چه چيزاي ريزي براش مهم بوده. همه کاراش براي رضاي خدا بوده،همش. اصلا يه جمله معروف داشته )من کان لله کان الله له( چيزي که براي خدا باشه خدا براي اونه. ...وقتي لذت ميبرم ازاين چيزا به اين نتيجه ميرسم نهههه،اونقدا هم نابود نشدم. ...يکي بود ميگفت دنبال همسري ميگشتم که از خودم بهتر باشه،ديدم نهههه پيدا نميشه. ...آره ربطي نداشت. ±امسال عيد تلويزيونم نگاه ميکردين؟؟

نشاط

سلام. ميگه سوار ماشينشون شده بوديم مارو برسونن خونمون ،توي ماشين که بوديم يه عالم سخنراني کرد.درمورد فقر و اينکه با اينکه ما پولدار نيستيم ولي نشاط داريم و يه خاطره هم گفت در مورد اينکه يه بچه پولدار اومده بوده پيششون و اونا باعث شدن کلي بخنده بعدم آخرش گفته خيلي وقت بود اينجوري نخنديده بودم. ...وقتي رسيدن جلو در خونشون گفته خوب داداشي ما کي بيايم خونتون آجيل بخوريم؟ گفته ما آجيل نداريم.خانومشم از اونطرف گفته آره ما فقط شيريني خونگي داريم عوضش کلي نشاط توي خونمونه. ...از اين حرفش کلي حال کردم. ...خانوم داداشي ميگه پشيمون شدم از حرفم.گفتم برايچي؟گفت نشست ديواررو نگاه ميکنه ميگه چه با نشاط رنگ شدن،چه گلدوناي با نشاطي،چه قالي با نشاطي ،خلاصه تا آخرش تيکه پرونده. گفتم اصلا ناراحت نباش اين با اين حرفاش نشون داده که تا اعماق وجودش سوخته . ...تا اون باشه عالم بي عمل باشه. بعله.

آرزو

سلام. داشتم فکر ميکردم از بچگي تا الان چه آرزوهايي داشتم. من يه دختر بچه خيالاتي و رويا پرداز بودم که الان يه کوچولو ازون خصلت برام مونده و بقيش رو نا اميدي پر کرده. بچه که بودم دوست داشتم نماينده کلاس بشم ولي نشدم. دوست داشتم بزرگ شدم معلم بشم و کادو روز معلم بگيرم يه عالم.ولي نشدم معلم. آرزو داشتم گيتار ميداشتم و بلد ميشدم گيتار زدن رو يا تنبک زدن رو. آرزو داشتم نقاش بشم و بتونم کوها و آسمون رو غروب خورشيد رو بکشم. آرزو داشتم ماشين بخرم و باهاش رانندگي کنم. آرزو داشتم کل ايران رو سفر کنم مخصوصا طبيعتاش. آرزو داشتم برم رشته فني مديريت خانواده تا کلي هنر ياد بگيرم مخصوصا آشپزي. آرزو داشتميه خياط ماهر بشم. آرزو داشتم حتي نويسنده بشم و رمان بنويسم اما تا حالا يکي رو کامل ننوشتم. قديم حتي به مجري گري هم علاقه داشتم. آرزو داشتم عکاس بشم و يکي ازون دوربين حرفه ايا داشته باشم. آرزو داشتم کلي لباس رنگارنگ داشته باشم و هر دفه با يه رنگ برم بيرون که اين يکي تقريبا اتفاق افتاده. آرزو داشتم يه اتاق شخصي ميداشتم هر ديوارش رو يه رنگ ميزدم. هنوزم کلي آرزو دارم.که نميتونم اينجا بگم. خيلي ازونايي که رسيدن بهشون محاله.

.،.

سلام. وقتي مامانم يه جور خاصي لبخند ميزنه و نگام ميکنه ميفهمم خبريه. اما ادامه خبرا منتظر اومدن يه شخص خاصه که گفته بودم دلم براش تنگ شده. ...ديروز در نبود نت يکم فريدون مشيري خوندم ،چندتاش رو نوشتم تو سر رسيد سال ٩۴. هنوز نصف نشده شعراي قشنگي گفته .اصلا هرکي با اخوان دوست بوده شعراش خوبه. ..ما ازوناييم که زنگ ميزنيم خودمون رو دعوت ميکنيم. خالم ديشب ميگه چي درست کنم براتون.مامانم. ميگه يه چيز سبک.ميگه املت خوبه يا خوراک با پياز فراوون. دخترخاله ميگه اگه پياز فراوون ميريزي منم ميام. با گروني شوخي نکنيم از پا درترمون مياره. آره ديگه. ×راستي حال همتون خوبه؟همه جا سيله. هوا چطوره؟ديشب مشهد بارون بود الان آفتابي و گرمه. خدا به خير بگذرونه. يکي رو بارون فراوون داغون ميکنه يکي رو خشکسالي. ±خدايا قربونت برم بارون رحمتت رو بر سر همه نازل کن نه بارون عذاب رو.

نق نقای من

سلام.

از ماه دیگه که نه، از آخر فروردین قراره برادر وای فای بی وای فای کنه.

یعنی اومدن من خییییییییییییییییییلی کم میشه

یعنی افسردگی هرساله نزدیک تولدم چند برابر میشه

من هرسال بحران چهل سالگی رو حس میکنم روز تولدم.

آرررررره.

هیچ سالی بهم خوش نمیگذره.

خوش نگذشتنم داره.

کی از اینکه یکسال بزرگتر شده خوشش میاد؟

من اخلاق و رفتارم یه سال کوچیکتر میشه.مثل بنجامین(فکر کنم)

فکر کنم امسال یه بچه 6-7 ساله بشم.

+دیشب دایی دعوت کرده بود بریم خونشون پسر دایی قبل از رفتن به خدمت عمش رو ببینه.

حرصی بود که من و ته تغاری خوردیم از دیر حاضر شدن بقیه و بی خیالیشون.

آخرشم دیر رسیدیم،ولی بلاخره عمه و پسر عمش رو دید و رفت.

از اول فروردین تا الان این سومین جایی بود که رفتیم.

ای بابا....سر صبحی چه همه نق زدما!!!!!!!!!!!!!!!

:-D:-*

سلام. يکي از اتفاقاي خوب دنيا اينه که دايي آخري بياد اينجا نه خونمون. اينجا هم قبلا اومده. ...بعد شام نگهش داري بهش ماکاراني بدي. تقصير خودشه دفه قبل قورمه سبزي داشتيم نموند کچل برنجي. ±ميگن زيبايي مرد به محاسنشه؟سينا شعبانخاني توي خندوانه اصلا نشناختيمش. +امشب داوراي عصر جديد را چه شده خدا داند؟؟

نه به آجيل

سلام. ديروز از صبح ميخواستيم بريم جايي مهمون ميومد. اول بارون اومد شديد،بعد زندايي و دخترداييا اومدن،بعد باقيشون و بعد دامادمون. ما هم گفتيم زشته همش ما بخوايم بريم يکي بياد،براي همين رفتيم خونه دايي که ميخواستن برن جايي. ±هرکي مياد خونمون ميگيم ما به کمپين نه به آجيل،نه به شيريني و نه به ميوه پيوستيم. مجبوريم سيب کيلو هفتومني بديم به مردم؟؟به قول ساعد سهيلي ما بدون آجيل نخواهيم مرد. ...مهموناي ماهم بدون آجيل و شيريني و ميوه نخواهند مرد.ما که خودمون رو خونه بقيه تامين ميکنيم. پارسال از جوشاي حاصل از خوردن آجيل ميناليديم امسال آجيل نيست که از جوشش بناليم. +اتوبوساي بي آرتي مشهد تا فردا رايگانه. پاشين با اتوبوس بياين مشهد . از ترمينال بي ار تي بشينيد برين حرم،از حرم بي آرتي بشينيد بياين خونه ما، بعد از خونه ما بريد حرم و بعد ترمينال.فقط تا اومدن خونه ما پ د ر تون در مياد.خيلي راهه.

،؛،

سلام. ميگن سال جديد کدورتا رو بريزين دور. امروز کدورت پيش اومد.

..

ادامه نوشته

۶سين.

سلام. سفره هفت سينمون ۶تا سين داشت. يه سنگم ته تغاري روش نوشت سال نو مبارک و گذاشت توش. ..ميگم سنگ بذار به نيت اينکه توي سال جديد سرمون به سنگ بخوره آدم شيم. ...من که خيلي بد شدم. نمازام همه دو سه ساعت بعد از اذون،قرآن اگه بخونم سرسرکي و بي توجه. بد دهن،لجبازتر،اصلا ارتباطم با خدا خييييييلي ضعيف شده. دعاهام هم سرسرکي و بي توجهه. گاهي خجالت ميکشم چيزي بخوام ازش گاهي طلبکارانه حرف ميزنم باهاش. خير سرم که.... هرچي هستم ازون به درد نخوراشم. +إن شاءالله سر هممون به سنگ بخوره. ±:|

کدومش؟

سلام. فرض کنيد دو نفر توي زندگيتون باشه. يکي خيلي دوستتون داشته باشه،يکي رو هم شما خيلي دوست داشته باشين. کدومش رو براي زندگي کردن انتخاب ميکنيد؟چرا؟ ...±الان ته تغاري بياد وبم دعوام ميکنه. از حرفاي اون دزديدم اين سؤال رو. ×پس بايد گفت منبع حرفاي روزانه توي خونه بين خودموني ته تغاري. ...حالا حلال شد.

اولين پست

سلام. اولين پست سال٩٨من. ...لحظه سال تحويل چه کار ميکردين؟؟ من يه دقيقه قبلش توي آشپزخونه بودم داشتم تکونش ميدادم. بعد نشستم دعا کردم. ±تفلده عيد شما مبارک.واقعا تولده عيده شما مبارک.