آشتی😁

سلام.

قبل از رفتنش رفتم بغلش کردم. بوسش کردم و یه ببخشید ریییییییز گفتم.

بیشتر از سه روز قهر نمیتونیم تحمل کنیم. دلمون برا هم تنگ میشه. البته که من قهر نبودم، اون قهر بود.

قهرخوابالو 2

سلام.

گولم زد. گفت آشتی کردم بیا خونه.

از وقتی اومدم خوابه. هر کرمیم میریزم بیدار نمیشه. میگه کخ نریز. برو اونور.

با خودم گفتم به درک.

منتظره معذرت خواهی کنم ازش به خاطر فحشی که دادم. 🙄

خو تو یکم خوب باش که معذرت بخوام.

راستش تاحالا از شخص حقیقی ای عذر خواهی نکردم.

من فقط بهش گفتم خفه شو، و بعدش گفتم ببند.

البته که اولش گفتم ساکت، هیچی نگو، بسه. ادامه داد و از حرصم گفتم خفه شو بازم ادامه داد گفتم ببند و دیگه حرف نزد.

اون لحظه خودم عذاب وجدان گرفتم.

خوب چرا وقتی دارم ساعت یک و نیم به ضرب و زور بچه میخوابونم میای با صدای مردونت برام سخنرانی در مورد خواب بچه میکنی و شماتتم میکنی؟

بذار این بخوابه فردا صبح سخنرانی کن.

شت.

برم غذا بخورم بیخیال آخرش خودش خسته میشه و دست از قهر بر میداره.

حالا شاااااااااااید فردا تو پیامک عذرخواهی کردم ازش.

قهرخوابالو

سلام.

با بچه مردم قهرم.

امشب نرفتم خونمون ببتونه راحت بخوابه و بچه بیدارش نکنه.

الکی بهش گفتم دیگه شبا نمیام خونه. نوشت چی میگی برا خودت. گفتم شب بخیر و دیگه پیام نداد.

برو بابا. به درک.

درد

سلام.

دیروز نیم ساعت مونده به اذون شب پیشانی درد شدم.

بعد افطار کردم و اینا. هنوز سرمدرد میکنه.

بچه مردم میگه از سینوساته. بخور اکالیپتوس بده خوب میشی.

زودپز

سلام.

امروز با بچه مردم روزه گرفتیم.

امروز مامانم و زهرا رفتن بهشت رضاو منم نشستم خونم. خیلی وقته غذای خوب برا بچه مردم درست نکردم.

امروز آبگوشت بار گذاشتم. البته توی زودپز.

زودپز رو خالی کردم تو قابلمه مسی و شستمش و گذاشتم بالا بخاری تا خشک بشه و جمعش کنم.

ببینم میفهمه تو زودپز درست کردم یا نه😉

علی

سلام.

علی هروقت دلش بخواد میتونه 4،5 قدم بدون کنم راه بره.

دندون چهارم پایینش داره در میاد و 8 دندونه میشه.

امشب با وجود مخالفت من، باباش کچلش کرد.

خیلی زشت شد.

بازی زوری

سلام.

امروز محمد و فاطمه داشتن شبکه پویا میدیدن با علی بازی نمیکردن.

علی چهار دست و پا رفت موهای فاطمه رو کشید و خندان فرار کرد که فاطمه بیاد دنبالش.

اگه فاطمه و شیرین زبونیاش و علی و شیرین کاریاش نبودن تا الان مامانم دق می کرد.

بهشت

سلام.

امروز قرار برن بهشت رضا.

اومدم خونه خودم. از دیشب تا الان یه خواب درست نکردم. که نکنه جا بمونم.

کاش نمیومدم.

انار

سلام.

ماشینی صدا میزنه اناریه انار، نارنگی ببرها.

چرا واقعا؟

دراهم و براهم

سلام.

نمیدونم چی بنویسم.

وقت تحقیق ندارم زیاد.

کلا اینروزا زیاد سراغ گوشی نمیام.

دیروز آبجی بزرگه اومدخونه مامانم و منم اومدم خونه خودم.

دایی وسطی هم آهناش رو از حیاطمون برد و تو آشپزخونه کلی خاک و برگ ریخت. خونه رو جارو زدم.

گاز رو هم تمیز کردم.

دلم میخواد امروز علی رو بذارم خونه مامانم و بیام قابلمه و سبدای توی حیاط رو بشورم.

زهرا قرار بود امروز مامانم رو ببره چکاپ. خیلی سرگیجه داره.

فکر کنم امروز روزه بگیرم. 11 بیدار شدم چیزی نخوردم. اذونم ساعتای ده دقیقه به 5 هست. حیفه نگیرم. دیشب آخر شب یه کمی ماکارانی خوردم.

دیروز دلم میخواست روزه بگیرم. از خواب پاشدم چنان دلم ضعف رفت که بی خیال شدم رفتم سر سفره صبحانه.

بلاخره باید 31 روز روزه قضام رو بگیرم.

+امشب خونه مامانم قرآن خوانی دارن. یکی از داییا گفته من شام میدم.

هفته بعدشم پسرعمو شام میده و هفته بعد ترش احتمالا محسن.

منم گفتم اگه خواستین آشپزی کنید خونه ما در اختیارتون باشه.

شاید هفته آخرم حسین شام بده.

دعوا

سلام. دیشب ساعت 12 از خونه مامانم رفتم خونه خودم.

به بچه مردم میگم دعوام نمیکنی؟

میگه براچی؟

میگم برا که تا اینموقع خونه مامانم بودم.

میخنده میگه نه.

یکم بعدش میگه فکر کردم تو من رو دعوا کنی.

میگم چرا؟

میگه براکه نیومدم دنبالت.

گفتم آره خونه مامانم داشتم میگفتم چه نامرده یه زنگ نزد بگه کجایی؟ زنده ای یا مرده. ولی دلم سوخت بهت چیزی نگفتم.

باگوشی

سلام.

امروز رفتمخونه مامانم، زهرا گفت گوشی من مال تو، من گوشی آقاجان رو میگیرم.

گفتم باشه ولی امانت میگیرم تا گوشی خریدنم رو.

این شد که فعلا یه چیزی دستم هست خدا رو شکر

بی گوشی

سلام.

گوشیم دیگه واقعا کار نمیکنه. شاید فقط درحد تماس جواب دادن باشه.

شیطان رجیم پلید میگه ایتات رو تو گوشی بچه مردم ثبت کن.

و تلت رو.

و اینستات رو.

بلاخره باید از مسائل آگاه بشم و از دوستام یه چیزایی بپرسم.

تاااااا زمانی که گوشی بخرم که عمرا به این زودیا باشه.

براکه فعلا اگه پول دست بچه مردم بیاد یه کار واجب تر داره. از گوشی واجب تر.

منم از ردمی کمتر نمیخوام.

و دست دومم نمیخوام.

یه بار زخم خوردم از دست دوم بسه.

داغون

سلام.

گوشیم دیگه قابل استفاده نیست.

دیروز تشییع کردیم.

کی گفته خاک سرده؟

بعد از خاکسپاری داغون تر شدیم.

قبلش هنوز امید داشتیم انگاری.