ادامه قبلي...

نميدونم از ترس زلزله نشستم يا نه. رفتم تعبيرش رو ديدم.نوشته بود اگه زمين بخوريد ضرر ميکنيد ولي اگر استوار باشيد از مشکلاتي که براتون به وجود مياد بدون ضرر بيرون مياين. بعضي تعبيرا از خوابي که ديدين وحشتناک تره.

خواب

سلام. ديشب يه خوابي ديدم.قبل از نماز. خواب ديدم يه روزي بوده که رفتن وبودن توي محوطه مسجد خيلي ثواب داره. توي صحنش يه فرش خيلي بزرگ و قشنگ فيروزه اي هم انداخته بودن. بيشتر فاميلامونم اونجا ديديم .مادر شوهر مهديه رو خوب يادمه. نميدونم دقيقا داشتيم چکار مي کرديم که سرمون گيج شد.چند بار اين اتفاق افتاد.بعد مامانم گفت زلزلست . ميرم بيرون ميبينم جايي خراب نشده فقط ميلرزه. ميگم خوب حرم امام رضا که خراب نميشه.. بابام خونه بود،دلم ميخواست اونم بياد.ولي نيومد. خانوما توي مسجد داشتن به دستور مادرشوهر مهديه پرده ها رو که يه عالم آويز تزييني داشت ميبستن که نيفته روي سرمون.

خدا نگهدار

سلام. تابستون با صداي جيرجيرکماش و پشه هاي آدم خوار و آتيش بارون هواش و شلوغي خونه تمام داره ميشه. داريم کم کم وارد دو فصل سرد سال ميشيم. فصل خشکي پوست دست و صورت.خشکي برگ درختا. فصل سردي هوا و آدما.فصل بخاري و پتو و پالتو. فصل کمبود غذا براي حيوونا .فصل زياد سرماخوردن آدما. خوش به حال اونايي که ميرن مدرسه.چند تا آدم سرد کنار هم باشن اينقده حرف ميزنن که گرم ميشن. من توي اين دو فصل از سردي ميميرم. سلام فصل سرد.خدانگهدار تابستون.

دل آسمون گرفته

آسمون دلش گرفته. انگاري داره اتفاقاي چند صد سال پيش يادش مياد. يا هم اون بالا روضست.چند صد سال پيش همچين روزي همه اون اتفاقاتي که توي ده شب اول محرم توي روضه ها ميشنويم توي چند ساعت اتفاق افتاده. کمر امام حسين با از دست دادن هر کدوم از بهترين ياراش خم و خم تر شده. موهاي حضرت زينب ثانيه به ثانيه سفيد شده. فرشته ها اجنه از اينکه نميتونستن کمک کنن ناراحت بودن. دل آسمون حق داره بگيره.اون شنيده گريه هاي حضرت علي اصغر رو از شدت تشنگي. اون ديده بي قراري حضرت عباس رو از ديدن ضعف بچه ها. اون ديده تنهايي امام حسين رو. غربت خانواده بدون مرد امام حسين رو. کتک و شلاقايي که به زن و بچه ها ميزدن. غنيمتايي که به زور از گوش دختر بچه ها ميگرفتن. خوشحالي و کف زدن دشمناي امام حسين رو. آتيش خيمه ها رو. آسمون حق داره دلگير باشه. صبر آسمون زياده که هاي هاي گريه نميکنه.

ناراحتم

سلام. ناراحتم.قرار بود امروز ساعت۶بريم حرم..اما الان همه خوابن.جرات بيدارکردن هم ندارم. خدا يا من که اونهمه إن شاءالله گفتم..برعکس خود شيطون دخالت کرد. واقعا توي کار خودم و خودت موندم خدا!!

لياقت

سلام. بعضيا لياقت احترام رو ندارن. سکوت....

تموم داره میشه.

سلام.

دیشب زنعموم گفت فرداشب (امشب)بیاین هیئت علم میارن.

چقدر زود شب تاسوعا شد.

چقدر من بدم.اگه بد نبودم امام حسین توی8 شب بیشتر از 3 شب منو هیئتش راه میداد.

دیشب اصلا روضه بهم نچسبید.چون بد شدم.

درکم رو دارم از دست میدم چون بد شدم.

سال به سال بد تر میشم.

خیلی وقته از خودم بدم اومده.

نمیدونم امشب میریم یا نه!؟

دلم میخوام برم.روضه حضرت ابالفضل دوست دارم.

+عکس بچگیم پست پایینیه.دوست داشتین ببینید.

+دست نفس درد نکنه قالب جدید کار اونه.

عکس بچه گی

ادامه داره

ادامه نوشته

چالش دیوید بکهام؟!!!!!!!!!!!!o-0

سلام.

صبح تا ظهر آبجی کوچیکه اومده بالا توی صفحه بقیه.من اومدم توی صفحه مسیح علی نژاد بود.

اعصابم داشت خط خطی میشد.

اون رفت وارد حساب کاربریم شدم.این کمدینا یه چالش گذاشتن چالش دیوید بکهام.

عکس بچگیشون رو میذارن.به سه نفر از زشت ترینا جایزه میدن.

بچه کوچولوها همینجوری لبخند میارن رو لبت ،بعد فکر کن عکس ایناها باشه.

من خیلی وقت پیشا دلم میخواست توی یه پست ادامه مطلب دار عکس بچگیم رو بذارم.حدود یه سالگیم رو.

اگه حتی یه درصد شبیه الانم بود عمرا همچین فکری به سرم نمیزد.

یعنی اینقده زشتم که ...حتی یه کوچولو نمک ندارم.

نمیدونم چرا منو دوست داشتن که مسیر شهر تا روستا رو طی میکردن ملت که منو ببینن.

شاید یه وقتی بذارم.فقط باید قول بدین کپی نکنید بزارین همه جا مسخرم کنید.

بذارم یا نذارم؟توی وب نه اینستا.

:'(

بلاخره ديشب رفتيم هيئت. از اول که ديدمش دلم براش کباب شد. وقتي که باباش رو از دست داد هنوز به دنيا نيومده بود.. دلم براي خواهرا و برادرشم نميسوخت.بيشتر براي باباش ميسوختم. براي اينکه مامانشون باهاشون بود. قبل محرم مامانش عروس شد.بي حال و ناراحتي توي صورت دخترا مشخص بود. تا تميز و درست شدن خونه جديدشون تنهان.باهم برگشتيم. پسر سه ساله وسط راه بهانه مامانشو ميگرفت.آبجياش گفتن مامان خونست. رفت خونشون ديد مامانش نيست. گريه هاش دلم رو آتيش زد.اگه ميمونديم منم گريم ميگرفت. کاش زودي برن پيش مامانشون.

ميشناسيد بگيد

سلام. مداحي خوب و خوشگل که توش ببخشيد چرت و پرت نگه ميشناسين معرفي کنيد؟؟ مداحي عاشورايي.

قهر

سلام. يکي از بدترين اخلاقام اينه که وقتي يکي باهام قهر ميکنه، من دو برابر باهاش قهر ميکنم.تا وقتي آشتي نکنه هم آشتي نميکنم.. بيشترم با خانوادم. اين اخلاق از دوران دبيرستان شروعشد.اخلاق نه خلق. دوستم باهام قهر بود نازش رو کشيدم آشتي نکرد بي محلي که کردم آشتي کرد. ديگه ناز نکشيدم.نهايت کاري که ميکنم ميگم ناراحتي ازم.فقط به دوستام.وقتي مطمئن شدم ناراحته.با توضيحم درست نشد ديگه کاري باهاش ندارم.

باید لباس مشکیمو بپوشم

آقا سلام ! منم سیاه پوشتون

زنجیرتون یه عمره رو دوشمه

دلم فقط به نوکریتون خوشه

حلقه ی عشق تون توی گوشمه

 

شما یه عمر هوامو داشتین اما

همش تو امتحانتون رد شدم

خودت خبر داری که خوب نبودم

خودم خبر دارم چقدر بد شدم

 

آقا ماها خیلی کمیم براتون

ماها کجا اصل عزاتون کجا

حق شما چی بود و ما چه کردیم

گریه ما کجا ، غماتون کجا

 

انگاری عادت شده این که هر سال

تو روضه تون باشم و عاقل نشم

کاری کنین دل منم بلرزه

پامو بیرون نذاشته غافل نشم

 

دلم فدای اون لبای تشنه ت

شما که به هیچکسی بد نکردی

دست برادرت چرا بریده ست؟

شما که هیچ دستی رو رد نکردی...

 

راهی راهتم ولی هنوزم

از خونه ی دل تو دوره راهم

به حرمت دل سپید ت آقا

ردم نکن اگر چه روسیاهم

 

توی محل، صدای هیئت میاد

عطر عزات پیچیده توی گوشم

راه سفر به شهر عشق باز ه

باید لباس مشکی مو بپوشم...

 عبدالله روا بروجنی

 

#سلام.محرم هم اومد.

گفته بودم چیزی از خدا دیگه نمیخوام.ولی شما برام بخواین.

التماس دعای فراوون.

...

ديگه هيچي از خدا نميخوام. #اين بي ربطه به قبلي -هرکي گفت همه دخترا بابايين باور نکنيد.

نکته اخلاقي

سلام. يه نکته اخلاقي مي خوام بگم خيلي جدي. آقايون خانومتون رو و خانوما آقاتون رو جلو بچه هاتون کوچيک نکنيد.جلوشون بي احترامي نکنيد،دعوا نکنيد . اگر اين کار رو کردين از بچه هاتون انتظار نداشته باشيد به همسرتون احترام بذاره.. بچه ها تو هر سني که باشن از شما ياد ميگيرن. #يه کتاب دارم ميخونم از خيلي وقت پيش.ملاقات در شب آفتابي درمورد دوتا جانبازه. نويسندش وسطاش يه چيزايي از خودش نوشته.ياد وبلاگ نامه هاي زيباي دستنويس افتادم.مدل نويسنده اونجا حرف ميزنه.

آرشيو دوني

سلام. يه کاري کردم.با گوشي رفته بودم توي وب يکي از دوستان بخش نظرات. برادر ديد گفت هنوز وبلاگ داري؟؟ گفتم آره.گفت پينيکيو بلاگفا؟؟انار سرخ؟؟ گفتم اونو پاک کردم.يک انار سرخ ديگه دارم. گفت به وب منم سر بزن.گفتم اوووووووووو.اون معلوم نيست الان کجاست.! گفت يعني چي؟؟گفتم اون موقعي که بلاگفا خراب شده بود بيشتريا رمزاشون رو گم کردن. يکسال نوشته همه هم پاک شد. گفت يعني انار سرخت اوجوري شد؟؟گفتم نه اونو خيلي وقت پيش پاک کردم..چادر مشکي زده بودم بعدش اون اينجوري شد. گفت آره ميدونم.برو ميهن بلاگ مطالبت رو اونجا هم بذار .آرشيو دونيت اونجا باشه. منم رفتم ميهن بلاگ يه وب زدم.piniq.mihanblog.com بلامّگفا حذف شد اونجا بياين. ولي خونه اصليم بلاگفاست.

درس اول(آموزش زبان)

سلام. امشبم دوتا عروسي دعوت بوديم هيچ کدومش رو نذاشت بريم. بي خيال غم دنيا. بياين لهجه يا زبون همديگه رو به هم ياد بديم. اول ضميرا. من که مي دونيد مشهديم. ما مشهديا صرف ضميرمون اينجوريه. مو،تو،او،ما،شما،اونا. اشاره نزديکمون:اي،همي. اشاره دورمون:او.همو. مثلا بخوايم بگيم همون پياله رو بده.ميگيم همو پيالَه رِه بده. شما همينا رو به زبون و لهجه خودتون به من ياد بدين تا درساي بعدي. جون هرکي پايه باشين.

اين روزها

سلام.اين روزها خانه دختر دايي حال مي کنيم.. البته روز آخر بود.تا يه هفته ديگه نميبينيمش احتمالا. بهش ميگم نت بخر از طريق نت در ارتباط باشيم. امروز مثل ديوونه ها کلي خنديديم. خوابم مياد.

برام جالب بود.

  • abutalebhosseiniاول راهنمایی همکلاس بودیم روز تولدم اومد گفت داداش ما تو یه روز به دنیا اومدیم گفتم خب چیکار کنم؟ گفت بیا دوست شیم دیگه, پیش خودم گفتم سه ساله دیگه تحملش میکنم
    رفتیم دبیرستان باز همکلاس بودیم, گفت داداش همون قضیه ای که راهنمایی گفته بودم, گفتم حله, به خودم میگفتم ابوطالب چهارسال دیگم طاقت بیار کنکورو بدی تمومه
    دانشگاهم یه جا قبول شدیم, گفت ابووطالب؟ گفتم قضیه پیاله س؟ گفت نه, قضیه تاریخ تولد و رفاقت و اینا, گفتم حله 
    اومدم خندوانه دیدم میگه منم هستم! فک کنم باید با تیر بزنم تو زانوش تا ول کنه
    .
    .
    پ.ن: روز تولدمون نوزده نوامبره, اگه دوست داشتید سرچ کنید ببینید روز جهانی چیه, حالا بگذریم
     
    سلام 

این رو از صفحه ابوطالب حسینی برداشتم.

خیلی برام جالب بود.برای همه تعریف کردم گفتم برای شما هم بذارم.

دوست داشتن.

سلام. واي فاي خاموش و اينترنت بي سرعت اعصاب آدم رو خورد ميکنه. ولي اينترنت رايگان يه ساعته خيييلي خوبه. منتظرم پدر بره برم پيش دختر دايي. #چرا همه براي اينکه بدونن دوسشون دوسشون داري منتظرن از زبونت بشنون؟؟ چرا نميفهمن از عمل بقيه؟؟من شخصا يه نفر زبوني بهم بگه دوسم داره حرفش رو قبول نميکنم.مگر اينکه توي عملش ببينم. وقتي کسي نباشه توي دنيا که دوست داشته باشه ،چه توي خونواده ،چه فاميل ،چه دور و اطراف ،آدم دوست داره بميره. مثل ديشب من.قدر مردم اطرافتون رو بدونيد.خييلي. قدر کساني که دوستتون دارن رو هم بدونيد. هرکي زبوني گفت دوستتون داره باور نکنيد.

تابلو

سلام. آقاي طليسچي هم از اون دسته افرادي هستن که خستگي و خواب آلودگي توي صورتش تابلو ميشه.مثل دختر دايي من.امروز داشتم ميديدمش طليسچي رو خوابم گرفت.از بس خواب آلود بود. #ديروز رفتيم بهشت رضا.با دختر خاله بعد از ساليان دراز دويدم.آخرين بار امتحان ورزش مدرسه پنج سال پيش دويده بودم. روز خوبي بود.دايي کوچيکه هم بود.حرف دختر خاله و دختر دايي رو گوش ميکنه.کل حرف ديگه هم دارم که نه الان نميزنم.

دايي کوچيکه

سلام. موقع آوردن جهيزيه دختر دايي.داشتم موکتا رو جارو ميزدم،دايي کوچيکه گفت چرا اينقده کارميکني؟؟ گفتم آخه براي داداشم دختردايي و زندايي کلي زحمت کشيدن. خيلي صريح و واضح گفت خاک تو سرتون. خنديدم گفتم بي تربيت چرا؟؟ گفت خيلي بده براي جبران يه کاري انجام ميدي.اگه براي جبران کار ميکني اصلا نکن. گفتم پس چي؟؟ گفت کاري انجام دادي براي اين انجام بده که طرف رو دوست داري. براي اينکه اگه براي جبران کردن باشه يا انتظار جبران داشته باشي اون برات کاري نکرد ناراحت ميشي. راست ميگفت. منطق دايي کوچيکه با منطق همه فرق ميکنه. من دلش رو دوست ندارم بشکنم.شايد يه وقت شکسته باشم ولي تا الان نفهميدم.

سلام سلام سلام

سلام.سلام.سلام. خانوما رديف واستين.ميگن هفتا سيد رو ببوسين روز عيد غدير ثواب داره. من يکيشم.خخخخ. عيديم نميدم..همين بوس خودش يه عيديه ديگه. آااره. عيدتون مبارک. امام علي عشقه منه.ولايتشون مبارک. سيد بودنم خوبه ها!!! شما عيد غدير چکار ميکنين؟؟؟

خاله بازي واقعي

سلام. روزجمع و جور کردن جهيزيه و خونه عروس به دختر داييم گفتم داره کم کم خاله بازياي بچگيمون واقعي ميشه. اساس واقعي،غذاي واقعي،آشپزي واقعي،مهموني دادن واقعي. يازده سال پيش توي همون خونه خاله بازي ميکرديم. از امشب دختر دايي وارد خاله بازي واقعي شد. وارد يه زندگي جديد. #امشب رفتيم.کلي جيغ زديم.موهام رو درست کردم ولي آرايش نکردم.

برنامه ريزي ١٠٠در١٠٠فردا شب.

سلام. مي خوام بگم فردا شب چي ميشه. يا پدر ميزنه زير حرفش نميذاره بريم. يا مهمون مياد نميشه بريم. اگر شد و رفتيم.من که موهام رو درست نکردم يا دم اسبي ميبندم يا روسريم رو در نميارم.احتمال داره سر اين قضيه بادکنک هم بشم.آرايش که عمرا.به هيچ وجه.من خودم بلد نيستم بقيه هم به فکر خودشونن. جاي نشستنم صد در صد مي افتيم آخراي سالن برايکه مهمونا زياده و تالار کوچيکه.اگر سر پا وانستيم بايد خدا رو شکر کنيم. براي تخليه هيجان هم يا جايي نشستيم که با فرد رو برو يا کناري چيز داريم يعني ما رو دختر سنگيني ميدونه و نميخوايم ذهنيتش عوض بشه ،يا حس حسادت نسبت به دختر دايي ها و دختر خاله هاي عروس فعال ميشه و سنگين و رنگين يه جا دست زنان ميشينيم.يا هم سرمون رو با محمد امين گرم ميکنيم. شامم که زهر ميشه اينجوري. عروس کشونم عمرا با وجود پدر بريم. اين بود اتفاقاتي که قراره بيافته.

...

سلام. قضيه برنامه ريزي رو که گفتم. امشب حنا بندون دختر داييه و ما نرفتيم.يعني پدر نذاشت. برنامه ريزيمون اينجوري بود که نماز خونديم سريع درشيم بريم خونه دايي ديگم که پدر بهونه شب رو نگيره. ولي چي شد؟دختر خاله قمي هام اومدن خونمون با دختر دايي وسطي که آبجي کوچيکه موهاشون رو درست کنه.. ته تغاريم رفته بود با کلاس تابستونيشون پارک.ساعت ٨ونيم اومد.کار دختر خاله ها هم نزديک٩تموم شد.تا حاضر شدن آبجي کوچيکه ساعت ٩شد و پدر گفت ديره.الان برين کي مياين؟؟اگر برين عروسي نميذارم. البته بين اين قضايا شوهر خاله وسطي و همسايه و اينا هم اومدن. اصلا برنامه ريزي براي من يکي خر است.

نماز بچگونه

سلام. امرشب نوه داييم کنار آبجي کوچيکه نماز ميخوند. ياد اولين نمازايي که کلاس اول دبستان مي خوندم افتادم. يه خانم ناظم مهربون و دوست داشتني داشتيم.موقع اذان ميومد توي سالن مدرسه مي گفت قد قامت الصلاه.،قد قامت الصلاه. بعد ميرفتيم توي حياط مدرسه نمازخونه نداشتيم.نماز ميخونديم.اولين بار کلاس اول بودم رفتم وايستادم توي صف اون عقبا.بعد هرچي مکبر ميگفت آروم ميگفتم.تکبيره الاحرام نيت نماز ظهر.الله اکبر رکوع.وسطاشم که طولاني ميشد ميگفتم بسم الله،بسم الله،بسم الله. يادش بخير.چه دل صافي داشتيم.اصلا سرسره بود.

سؤال مردانه.

سلام. يه سوال داشتم از آقايون.يه سؤالي که ما خانومانميتونيم درک و هضمش کنيم. اصلا هرکي تونست جواب بده.وبلاگ من دنبال کننده آقا فقط يکي داره پس اونايي که توي بروز شده ها ميبينن جواب بدن. سؤالم اينه که چرا اينقده الکي از خودتون غيرت نشون ميدين؟؟ خانوما اگر داداششون.باباشون يا شوهرشون رو دوست داشته باشن هيچ وقت خيانت نميکنن. اگه خوبين چرا الکي سر چيزاي کوچيک گير ميدين و اسمش رو ميذاريد غيرت؟؟ کامنتا رو باز ميذارم ادب رو رعايت کنيد لطفا.

okn,hki ndafهمون خندوانه دیشبه خودمونه.

سلام.

گلپونه هاهم قشنگ بوده ها.

دیشب موقع اعلام نتایج قلبم داشت میرفت توی دهنم.

50درصد خوشحالم که ابوطالب رفت بالا.50درصد ناراحتم که علی صبوری رفت بالا.

امیر حسین واقعا متناش خوب بود.کاش وعده رامبد واقعیت داشته باشه.حیفه این بچه از استعدادش استفاده نشه.

بعدشم اینقدر آدم بود که قضیه تصادف رو نگفت اولش تا مردم با منطق بهش رای بدن نه احساسات.

البته وحید دست خودش نیست که گریه میکنه.

اصلا میخواستم یه چیز دیگه بنویسم.