سلام. امروز رفتم خونه دختر دايي طبق قولم شيشه هاش رو تميز کنم. ميترسم امشب بخوابم صبح بيدارشم پير شده باشم. از بس خالش گفت واي که چقدر کوچولويي واي که چقدر عروسکي.کوفتش بشه اوني که تورو ميگيره. موندم اگه خوشگل بودم چي ميگفت. البته اين الطاف به خاطر اينه که بچگيم آروم بودم. #يه ذره از فضاي وبلاگ خسته شدم.براي همين کمتر بهتون سر ميزنم.يه بي حوصلگي خاصي دارم که زياد معلوم نميشه.يه ذره خستم. #دختردايي وبش رو حذفيده.بهش گفتم شاخه به شاخه گفت عمته.منم گفتم خالته.چرا حذف کردي؟گفت شايد دوباره بعدنا بزنم.جا داره بهش بگم بترکي.البته گفتم.زياد.