...
سلام
ترشی ها رسید چه رسیدنی.فکر نمیکردم دستم زود رس باشه.
چند شبه وقتی غذا میخورم از گلوم نمیره پایین.یعنی حس میکنم توی گلوم میمونه.
صبح و ظهرخوبم شب اینطوری میشم.مامانم میگه بند شدی.من تا به حال بند نشده بودم دفعه اولمه.فکر کنم استخون گیر کرده توی گلوم.باید برم جای بندی درش بیاره.
دیشب چادر برش زدن رو یاد گرفتم از مامانم.4 تا برش زدم.کلاس خیاطی رفته بودم ولی تا به حال برش نزده بودم چادر.دیدم دختر خالم و دختر داییم بلد شدن بهمبر خورد.
چشم و هم چشمی سر توانایی ها هم زیادی بد نیست.به شرطی که خراب نکنی یکی دیگه رو!
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ ساعت 13:5 توسط مادر بزرگ
|