سلام.

دیشب با یه درد کوچیک گوشم خوابیدم، به بچه مردم گفتم، یه مهر گذاشت رو بخاری.

نصف شب حدود دو با درد گوش بلند شدم. بچه مردم بیدار بود. مهر رو برام گذاشت لای حوله و داد بذارم روی گوشم. تا 3 و خورده ای بیدار بودم. تا اذونم هی پا میشدم مهر لای حوله رو عوض میکردم. بعد اذون نماز نخوندم و خوابم برد تا صبح.

شرکت مخابرات اومد تلفنمون رو وصل کرد و رفت.

و من بیخواب

و من بیدار