سلام

پارسال توی مهد یه پسری بود اسمش کوروش فیروزه ای بود.از اون مشتی ها و باحالا که خودشون رو بزرگ میگیرن.بیشتر وقتا خودش تنها میرفت خونشون.خیلی هم خوشگل و نازی بود.

همیشه نقاشیش رو از همه زود تر میکشید.قشنگم میکشید.خیلی باحال بود.ولی از اون شلوغا بود که وقتی با مهدی نیروبخش یکی میشدن مهد رو رو سرمون خراب میکردن.هوای همو خیلی داشتن.

بهش میخورد اگه ترشی نخوره یه چیزی بشه در آینده.شایدم اگه بخوره یه چیزی بشه.

در هرصورت من یکی خیلی دلم میخواد یه چیزی بشه.

دیشب یه پسر رو دیدم که موهای بور قهوه ایش بهش میخورد.ولی چشاش آبی نبود پوستش سفید نبود.