رشوه
سلام
امروز راه آشپزخونه رو برای عشق خاله سد کرده بودم.دستش نون بود کف آشپزخونه رو هم میخواستم بشورم.
اونم راه رفتن یاد گرفته دلش میخواد همه جا سرک بکشه.همیشه میزد منو اما امروز پسر خوبی شده بود با خالش مهربون شده بود.
میخواست رد شه نتونست،یه دور زد برگشت یه تیکه از نونشو داد بهم
خوردم و با قربون صدقه تشکر کردم.
دوباره رفت ،دفعه بعد یه تیکه کوچولو تر انگار برا مورچه بده داد منم برا اینکه نخوره تو ذوقش قبول کردم و گذاشتم بده دهنم.وقتی رفتم کنار و اون رد شد از اونجایی که سد کرده بودم فهمیدم این نونی که داد دهنم رشوه بوده برم کنار
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 18:32 توسط مادر بزرگ
|