سلام دوباره. ..رفتم وب لبخند خدا. اونجا بعضي حرفا منو به فکر ميبره... الان که فکر ميکنم ميبينم من داراي يه شخصيت دوگانه ام. ...هم دينم رو دوست دارم،هم با بعضي از حرفاي اونايي که از دين بيزارن موافقم. ...من دوتا متن خوندم در مورد زن. يکي همه ناله بود و اعتراض ،يکي همه رضايت بود و افتخار. ..خوب با هردوش بعضي جاهاش رو موافق بودم و بعضي جاهاش رو موخالف. ...من يه دخترم،با اينکه سرم رو لخت کنم بيرون راه برم مخالفم.با اينکه،نيمه برهنه جلو چشم هر کس و نا کس حاضر بشم خوشم نمياد. ..براي اينکه نه حيوونم که برهنه باشم،نه مردم که سرم لخت باش ...شما دخترا خداييش وقتي چشمتون به يه پسر خوشگل ميخوره کيف نميکنيد؟وقتي يه پسر خوش هيکل ميبينيد حالا خوش هيکل از ديد هرکي فرق ميکنه،محوش نميشين؟ آخ خ خ پسراي خوش لباس و شيک پوش رو چي؟؟؟ نه واقعا اگه ببينيد توجهتون حداقل جلبش ميشه. ...من ميدونم اين حس توي مردا بيشتر از خانوماست...کلا جذب جنس مخالف شدن جزو غرايزمونه و نميشه کارش کرد.اصلا اگه اين نبود ازدواجي نبود. ...براي همين با پوشش اسلامي ميرم بيرون. ...ولي دوست دارم وقتي راه ميرم با دوستم باهاش حرف بزنم و بخندم،دوست دارم از طبيعت لذت ببرم.دوست دارم بپرم برگ درختا رو بکنم.مردي که کنارمه گير نده اين بچه بازيا چيه ميکني؟ ...ميدونيد.مشکل ما اينجاست که دينمون رو نفهميديم. ..قبول دارم که بايد خودمون قبولش کنيم. اگر بفهميمش،اگر اونطور که اسلام ميگه باهامون رفتار کنن،بي احترامي نکنن باهامون، بابامون،مامانمون احترام بذارن بهمون ماهم ياد ميگيريم احترام گذاشتن رو. اگه با زبون خوش و با دليل بگن اين کار بده ،لجبازي نميکنيم... همه ما حاصل تربيت پدر و مادرمونيم.پدر و مادري که اسلام رو درک نکردن . ما حاصل گشتن توي جامعه اي هستيم که اسلام رو درک نکردن و ميگن ما مسلمونيم. اينطوري ميشه که از دين قشنگمون زده ميشيم. ...اينطوري ميشه که حرف خارجيا رو گوش ميکنيم. ±ميدونيد وقتي ميگم ما حاصل تربيت پدر مادرمونيم،اون قسمت از حرف خدا مياد توي ذهنم که ميگه جهنميا و کافرا ميگن ما دين و راه پدرامون رو پيش گرفتيم.کم نديدم اين حرف رو توي قرآن ...خوب اين اسلامي که پدر و مادرامون رفتار ميکنن اشتباهه. ..اسلام اصلي رو ما درک نکرديم...شايد بايد ما درک کنيم و درست استفاده کنيم ازش تا بچه هامون مثل ما دين زده نشن... ×اگه تونستم اون دو تا متن رو ميذارم توي وبم.شايد امروز...