سلام. يه ماه پيش ميخواستيم فرشا رو بشوريم. تا تصميم ميگرفتيم بارون ميومد،بي خيال شديم. ...ديديم نه خيلي فرشا کثيفه،تا فرشا رو نشوريم خونه تکوني بيهودست،گفتيم ميديم قاليشويي،اما پشت سر هم مهمون شاخدار اومد.گفتيم اينا تموم شن بعد ميديم قليشويي. ...مهموناي شاخدار تموم شدن و زنگ زديم قاليشويي ،گفت وقتمون پره و تا بعد عيد نمياريم.بي خيال شديم و شروع به آشپزخونه تکوني و شستن پرده ها بالشا و غيره کرديم..اما خيلي کثيف بودن ...امروز داييا اينجا بودن،دايي دومي با برادر فرشا رو بردن بالا. ...اينجا مشهد است .هوا طوفاني همراه با باران...