سلام. نزديک بود امشب بالاجبار زود بخوابيم. يه پنج ده دقيقه برقا رفت. نت قطع شد. ماشين لباسشويي خاموش شد. تلويزيون خاموش شد و همه بيکار شدن. اما يه هو اومد. فقط آبجي بزرگه به اين وضع شب زنده داري عادت نداره. امروز خيلي خسته شد.من الان اونقدي خسته نيستم. شايدم اثر چاي زعفرونه. ±فاطمه شنبه شبا ساعت ده شب شد مشاعره. بياي خوشحال ميشيم. ×دوستان تک بيت خوشگل و روون و دلچسب سراغ دارين هر وقت شد برام بنويسيد من ببينم ميتونم حفظ کنم. اولش واو باشه،ت باشه،دال باشه ميم باشه.اونايي که زياده.ي هم ميخوام.تشکر فراوون.