سلام. ممنون که سوالم رو جواب دادين . حالا خودم.البته با کمک شما. √آدمايي که مثل نقل و نبات دروغ از دهنشون بيرون مياد،عادت کردن به دروغگويي. هيچ آدمي وقتي زاده ميشه ناپاک نيست.بنابر اين يه اتفاقي توي مسير زندگيشون افتاده که دروغگو شدن. بعضياشون از پدر و مادرشون ياد گرفتن،يعني يا پدرشون دروغگو بوده يا مادرشون.(البته بعضيا هم عبرت ميگيرن) .يه عده ديگه تربيتشون طوري بوده که دروغگو شدن،مثلا وقتي يه اشتباه ميکردن و راستش رو ميگفتن يا سرزنش ميشدن يا تنبيه.،و براي فرار از تنبيه خانواده دروغ گفتن و عادت کردن. يه عده هم از بس خونواده هاشون گير ميدن بهشون ،براي رهايي از گيراي الکي شون دروغ ميگن. آدمايي هم هستن که توي جامعه دروغگو شدن،به قول شما براي کسب منفعت دروغ ميگنو تهمت ميزنن و يکي ديگه رو خراب ميکنن تا بتونن جاي اونا رو بگيرن. √ بضيا بازم به قول خودتون براي جلوگيري از ضرر که همون مصلحتيه دروغ ميگن. يه وقتايي هم هست دوست نداري يه چيزي رو بگي و اينقدر اصرار ميشنوي که براي تموم شدن اصرارها مجبور ميشي دروغ بگي. ±درسته وقتي اولين دروغ رو بگي معتاد ميشي ،مثل اون معتادايي که اول يه پک کوچيک زدن به سيگار و بعدش.... ولي همه اينجوري نيستن. من ديدم کسي رو که يه پک زده به سيگار و سرفه کرده و ديگه لب به سيگار خاموش هم نزده. بعضيا دروغشون ضرر داره.بعضيا دروغشون بي ضرره. +نتيجه دروغ نگيم.ادعاي دروغ نکنيم.دروغ گفتيم دليلش رو فراموش نکنيم. شايد قابل قبول بود براي بعضيا.