سلام. يکي هم داريم توي فاميل ،خنده هاش ... يعني خنده هاش ها... يعني کلي آدم داري توي فاميل که خنده هاشون خنده داره. ..يکي هست به خشکي معروفه.پسر بزرگه،اومده بود خونمون نميدونم چي شد خنديد.ما دخترا توي اتاق بوديم گفتيم چي شد؟!کي بود؟!وقتي فهميديم اون بود غش کرديم از نوع خندش. ...ولي اين يکي خنده هاش خيلي بلنده.دخترم هست. الان ته تغاري داره براش کارت تبريک درست ميکنه. دنبال جمله ميگشت. يکي آبجي کوچيکه گفت توش خنديدن داشت.بعد ته تغاري ميگه نه نمينويسم. ميگم روز تولدش بگو بيا يه ربع باهم بخنديم.(معمولا هروقت مياد خونمون ميخنده بهش ميگيم آروم تر،آخه بابام حساسه.) آبجي کوچيکه ميگه بگو خونه خودشون بخنده. +بعضي وقتا با خودم ميگم معلوم نيست مردم پشت سر ما چه حرفايي ميزنن. يه بار يه حرفي زده بودم ،يه سوال کرده بودم از اولين خاستگارم. همه جا پر شده بود.دختر خالم ميگه داداشش ميشسته هرجا تعريف ميکرده. ...ولي عيب نداره اون پسرخالم خيلي جکه.بچه بوديم...آخ يادش بخير.حسن يک حسن دو ميخونديم براش. کلي ازم بزرگتره.خخخخخخ.اصلا يادش ميفتم خندم ميگيره. ±دختر مثلا شاد.وبلاگت برام باز نميشه. #109