اين رو تعبير کنيد.
من و انکار شراب اين چه حکايت باشد/
غالبا اين قدرم عقل و کفايت باشد/
من که شبها ره تقوي زده ام با دف و چنگ/
اين زمان سر به ره آرم چه حکايت باشد/
زاهد ار راه به رندي نبرد معذور است/
عشق کاري ست که موقوف هدايت باشد/
بنده پير مغانم که ز جهلم برهاند/
پير ما هر چه کند عين ولايت باشد/
تا به غايت ره ميخانه نمي دانستم/
ورنه مستوري ما تا به چه غايت باشد/
زاهد و عجب و نماز و من و مستي و نياز/
تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد/
دوش ازين غصه نخفتم که حکيمي مي گفت/
حافظ ار مست بود جاي شکايت باشد/
±اينم چارمين فال حافظ امشبم ولي با تمرکز گرفتم.
#شما تعبيرش کنيد.
+ نوشته شده در شنبه یکم دی ۱۳۹۷ ساعت 0:56 توسط مادر بزرگ
|