حافظ
سلام.
امروز بيکار بودم يه کاري کردم.
هروقت چند بار پشت سر هم ديوان حافظ رو باز ميکنم غزل چاره جويي صد در صد يه بار مياد.
امروز باز کردم يه شعر ديگه اومد.با خودم گفتم بذار يه دونه حفظ کنم خيلي وقته شعر حفظ نکردم،توي هم انديشانم يه ذره مشاعره ميکنيم شعر کم ميارم.
دوباره باز کردم غزل چاره جويي اومد.
زحمت کشيدم کلي حفظش کردم.الان فقط دو بيت اولش رو شايد يادم باشه.
چي بود؟!
_ما شبي دست برآريم و دعايي بکنيم/
غم هجران تو را چاره ز جايي بکنيم/
دل بيمار شد از دست رفيقان مددي/
تا طبيبش به سر آريم و دوايي بکنيم/
بقيش رو اصلا يادم نيست.
حافظم پاک داغون شده رفته.
+يه چيزي هست چند بار قصد کردم بنويسم ولي خدا نميخواد بنويسم.
±فيلم سينمايي امشب دهکده هستش.
#الان خندوانه ادابازيه آيا؟!؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۷ ساعت 23:28 توسط مادر بزرگ
|