سرگرمي...
سلام.
امروز يه جايي بودم در انتظار.حوصلم سر رفته بود به جاي غصه خوردن و اعصاب خودم رو خورد کردن يه کاري کردم.
برگه و خودکار توي کيفم داشتم،با خودم مشاعره کردم.
×آينه،آينه...حرف بد بزنيد به خودتون بر ميگرده....يادش بخير.
±چندتا هم توي همون برگه مطلب نوشتم که بعدا بيام اينجا بنويسم.
#ديروز پا توي کفش بزرگترم کردم،زنبوره نيشم زدT_T.همون پام که دفه قبل نيش زده بود.
..الان باد کرده يکو نيم برابر پاي ديگم شده.خييلي ميخاره.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۷ ساعت 18:58 توسط مادر بزرگ
|