سلام. امروز يه جايي بودم در انتظار.حوصلم سر رفته بود به جاي غصه خوردن و اعصاب خودم رو خورد کردن يه کاري کردم. برگه و خودکار توي کيفم داشتم،با خودم مشاعره کردم. ×آينه،آينه...حرف بد بزنيد به خودتون بر ميگرده....يادش بخير. ±چندتا هم توي همون برگه مطلب نوشتم که بعدا بيام اينجا بنويسم. #ديروز پا توي کفش بزرگترم کردم،زنبوره نيشم زدT_T.همون پام که دفه قبل نيش زده بود. ..الان باد کرده يکو نيم برابر پاي ديگم شده.خييلي ميخاره.