فال...
سلام.
دختره نوجوونيش خيلي از اين فال مالا دوست داشت اونقدي که توي دفترچش چند نوعش رو نوشته بود.
ميگه رفتم خونه مامانم يهو دفترچم رو ديدم ،به داداشم که ١٣سالشه گفتم داداش بيا بشين برات فال بگيرم.
داداشش گفته برو بابا اينا چرته.
دختر گفته حالا تو بيا بشين.ميگه باز کردم خوندم.به زودي به خاستگاري شما مي آيد.
داداشه هم با حالت مسخره گي گفته شما دخترا همتون ديوونه اين اين چرت و پرتا چيه وقتتون رو ميذاريد براش و...
+ولي خيلي حال ميده فال گرفتن.
+بهش گفتم ميگفتي ساده نباش الان دوره زمونه برعکس شده شايد يهويي يکي اومد خاستگاريت:-)
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۷ ساعت 17:31 توسط مادر بزرگ
|