سلام

دلم براتون تنگیده بود.

فرداجاهازی بینونه. هنوز دارن جمع و جور میکنن.

پایین همچنان اشغاله.

هرچی جمع میکنن انگار نه انگار.

من توی تدارکاتم.غذا میپزم چای میذارم.خیلی از جمع و جور کردن خوشم نمیاد.

خوابم میاد شدید.

نه از روز مادر چیزی فهمیدیم نه از عید نوروزی که داره میاد.

هیچی برا مامانم نگرفتم.