بله دیگه
سلام
دلم براتون تنگیده بود.
فرداجاهازی بینونه. هنوز دارن جمع و جور میکنن.
پایین همچنان اشغاله.
هرچی جمع میکنن انگار نه انگار.
من توی تدارکاتم.غذا میپزم چای میذارم.خیلی از جمع و جور کردن خوشم نمیاد.
خوابم میاد شدید.
نه از روز مادر چیزی فهمیدیم نه از عید نوروزی که داره میاد.
هیچی برا مامانم نگرفتم.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۶ ساعت 20:4 توسط مادر بزرگ
|